coercively compel
اجبار و تحمیل
coercively influence
تحت فشار تأثیر قرار دادن
coercively control
تحت فشار کنترل کردن
coercively impose
تحت فشار تحمیل کردن
coercively restrict
تحت فشار محدود کردن
coercively manipulate
تحت فشار دستکاری کردن
coercively demand
تحت فشار درخواست کردن
coercively enforce
تحت فشار اجرا کردن
coercively threaten
تحت فشار تهدید کردن
coercively recruit
تحت فشار استخدام کردن
the government acted coercively to suppress dissent.
دولت برای سرکوب اعتراضات به زور و تحقیم عمل کرد.
coercively enforcing the rules can lead to resentment among employees.
اجرای قوانین به زور و تحقیم میتواند منجر به نارضایتی در بین کارمندان شود.
the organization coercively recruited members through intimidation.
سازمان با استفاده از ارعاب، به زور و تحقیم، اعضا را جذب کرد.
coercively manipulating people can damage relationships.
دستکاری کردن افراد به زور و تحقیم میتواند به روابط آسیب برساند.
coercively imposing policies can create backlash from the community.
تحمیل سیاستها به زور و تحقیم میتواند باعث واکنش منفی از سوی جامعه شود.
the company was accused of coercively influencing its suppliers.
شرکت متهم به نفوذ به زور و تحقیم به تامین کنندگان خود بود.
using threats to achieve goals is coercively unethical.
استفاده از تهدید برای دستیابی به اهداف، به زور و تحقیم غیراخلاقی است.
coercively compel
اجبار و تحمیل
coercively influence
تحت فشار تأثیر قرار دادن
coercively control
تحت فشار کنترل کردن
coercively impose
تحت فشار تحمیل کردن
coercively restrict
تحت فشار محدود کردن
coercively manipulate
تحت فشار دستکاری کردن
coercively demand
تحت فشار درخواست کردن
coercively enforce
تحت فشار اجرا کردن
coercively threaten
تحت فشار تهدید کردن
coercively recruit
تحت فشار استخدام کردن
the government acted coercively to suppress dissent.
دولت برای سرکوب اعتراضات به زور و تحقیم عمل کرد.
coercively enforcing the rules can lead to resentment among employees.
اجرای قوانین به زور و تحقیم میتواند منجر به نارضایتی در بین کارمندان شود.
the organization coercively recruited members through intimidation.
سازمان با استفاده از ارعاب، به زور و تحقیم، اعضا را جذب کرد.
coercively manipulating people can damage relationships.
دستکاری کردن افراد به زور و تحقیم میتواند به روابط آسیب برساند.
coercively imposing policies can create backlash from the community.
تحمیل سیاستها به زور و تحقیم میتواند باعث واکنش منفی از سوی جامعه شود.
the company was accused of coercively influencing its suppliers.
شرکت متهم به نفوذ به زور و تحقیم به تامین کنندگان خود بود.
using threats to achieve goals is coercively unethical.
استفاده از تهدید برای دستیابی به اهداف، به زور و تحقیم غیراخلاقی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید