coercively

[ایالات متحده]/kəʊˈɜːsɪvli/
[بریتانیا]/koʊˈɜrsɪvli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای قوی؛ به شیوه‌ای که شامل فشار یا سرکوب است

عبارات و ترکیب‌ها

coercively compel

اجبار و تحمیل

coercively influence

تحت فشار تأثیر قرار دادن

coercively control

تحت فشار کنترل کردن

coercively impose

تحت فشار تحمیل کردن

coercively restrict

تحت فشار محدود کردن

coercively manipulate

تحت فشار دستکاری کردن

coercively demand

تحت فشار درخواست کردن

coercively enforce

تحت فشار اجرا کردن

coercively threaten

تحت فشار تهدید کردن

coercively recruit

تحت فشار استخدام کردن

جملات نمونه

the government acted coercively to suppress dissent.

دولت برای سرکوب اعتراضات به زور و تحقیم عمل کرد.

coercively enforcing the rules can lead to resentment among employees.

اجرای قوانین به زور و تحقیم می‌تواند منجر به نارضایتی در بین کارمندان شود.

the organization coercively recruited members through intimidation.

سازمان با استفاده از ارعاب، به زور و تحقیم، اعضا را جذب کرد.

coercively manipulating people can damage relationships.

دستکاری کردن افراد به زور و تحقیم می‌تواند به روابط آسیب برساند.

coercively imposing policies can create backlash from the community.

تحمیل سیاست‌ها به زور و تحقیم می‌تواند باعث واکنش منفی از سوی جامعه شود.

the company was accused of coercively influencing its suppliers.

شرکت متهم به نفوذ به زور و تحقیم به تامین کنندگان خود بود.

using threats to achieve goals is coercively unethical.

استفاده از تهدید برای دستیابی به اهداف، به زور و تحقیم غیراخلاقی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید