speak freely
صحبت کردن آزادانه
roam freely
گشت و گذار آزادانه
act freely
آزادانه عمل کنید
move freely
به طور آزادانه حرکت کنید
breathe freely
به راحتی نفس بکش
live freely
آزادانه زندگی کنید
freely supported
به طور آزادانه پشتیبانی شده
air can freely circulate.
هوا می تواند آزادانه در گردش باشد.
The shares are freely transferable.
سهام به راحتی قابل انتقال هستند.
I freely confess to this failing.
من به طور آزادانه اعتراف می کنم به این نقص.
He gives freely to charity.
او به طور آزادانه به خیریه کمک می کند.
Firearms are not freely available on the open market.
اسلحه به راحتی در بازار آزاد در دسترس نیست.
she wouldn't breathe freely again until she was airborne.
او دوباره آزادانه نفس نمی کشید تا زمانی که در هوا بود.
talk flowed freely around the table.
صحبت به طور آزادانه در اطراف میز جریان داشت.
she drank freely to keep up her courage.
او برای حفظ شجاعت خود به طور آزادانه نوشید.
superior and subordinates freely interchange ideas and information.
مافوق و زیردستان آزادانه ایده ها و اطلاعات را تبادل می کنند.
the plant propagates freely from stem cuttings.
گیاه به طور آزادانه از قلمه ساقه تکثیر می شود.
of northeast Asia; interbreeds freely with the graylag.
در آسیای شمال شرقی؛ آزادانه با گریز گردن تولید مثل می کند.
I freely admit that what I said at the meeting was wrong.
من آزادانه اعتراف می کنم که آنچه در جلسه گفتم اشتباه بود.
She indulged herself too freely with alcohol.
او بیش از حد آزادانه با الکل خود را درگیر کرد.
It is vital that the contract be freely entered into.
بسیار مهم است که قرارداد آزادانه وارد شود.
It is best to allow the rotor to rotate freely.
بهتر است اجازه دهید روتور آزادانه بچرخد.
Pitch bleeds freely from break in the bark.
قیر به طور آزادانه از شکستگی در پوست درخت نشت میکند.
Cattle move freely across the grassy plain.
گاوها به طور آزادانه در دشت علفی حرکت می کنند.
We tend to use these terms as if they were freely interchangeable forms of energy.
ما تمایل داریم از این اصطلاحات به عنوان اشکال رایگان و قابل تعویض انرژی استفاده کنیم.
The matter should not be hushed up, but freely ventilated.
این موضوع نباید سرکوب شود، بلکه آزادانه تهویه شود.
speak freely
صحبت کردن آزادانه
roam freely
گشت و گذار آزادانه
act freely
آزادانه عمل کنید
move freely
به طور آزادانه حرکت کنید
breathe freely
به راحتی نفس بکش
live freely
آزادانه زندگی کنید
freely supported
به طور آزادانه پشتیبانی شده
air can freely circulate.
هوا می تواند آزادانه در گردش باشد.
The shares are freely transferable.
سهام به راحتی قابل انتقال هستند.
I freely confess to this failing.
من به طور آزادانه اعتراف می کنم به این نقص.
He gives freely to charity.
او به طور آزادانه به خیریه کمک می کند.
Firearms are not freely available on the open market.
اسلحه به راحتی در بازار آزاد در دسترس نیست.
she wouldn't breathe freely again until she was airborne.
او دوباره آزادانه نفس نمی کشید تا زمانی که در هوا بود.
talk flowed freely around the table.
صحبت به طور آزادانه در اطراف میز جریان داشت.
she drank freely to keep up her courage.
او برای حفظ شجاعت خود به طور آزادانه نوشید.
superior and subordinates freely interchange ideas and information.
مافوق و زیردستان آزادانه ایده ها و اطلاعات را تبادل می کنند.
the plant propagates freely from stem cuttings.
گیاه به طور آزادانه از قلمه ساقه تکثیر می شود.
of northeast Asia; interbreeds freely with the graylag.
در آسیای شمال شرقی؛ آزادانه با گریز گردن تولید مثل می کند.
I freely admit that what I said at the meeting was wrong.
من آزادانه اعتراف می کنم که آنچه در جلسه گفتم اشتباه بود.
She indulged herself too freely with alcohol.
او بیش از حد آزادانه با الکل خود را درگیر کرد.
It is vital that the contract be freely entered into.
بسیار مهم است که قرارداد آزادانه وارد شود.
It is best to allow the rotor to rotate freely.
بهتر است اجازه دهید روتور آزادانه بچرخد.
Pitch bleeds freely from break in the bark.
قیر به طور آزادانه از شکستگی در پوست درخت نشت میکند.
Cattle move freely across the grassy plain.
گاوها به طور آزادانه در دشت علفی حرکت می کنند.
We tend to use these terms as if they were freely interchangeable forms of energy.
ما تمایل داریم از این اصطلاحات به عنوان اشکال رایگان و قابل تعویض انرژی استفاده کنیم.
The matter should not be hushed up, but freely ventilated.
این موضوع نباید سرکوب شود، بلکه آزادانه تهویه شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید