unwinds

[ایالات متحده]/ʌnˈwaɪndz/
[بریتانیا]/ʌnˈwaɪndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باز کردن یا جداسازی; آرام کردن یا کمتر تنش داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

unwinds after work

بعد از کار استراحت می‌کند

unwinds in nature

در طبیعت استراحت می‌کند

unwinds with music

با موسیقی استراحت می‌کند

unwinds at home

در خانه استراحت می‌کند

unwinds with friends

با دوستان استراحت می‌کند

unwinds on weekends

در آخر هفته‌ها استراحت می‌کند

unwinds through yoga

با یوگا استراحت می‌کند

unwinds after dinner

بعد از شام استراحت می‌کند

unwinds with tea

با چای استراحت می‌کند

unwinds by reading

با خواندن استراحت می‌کند

جملات نمونه

after a long day at work, she unwinds with a good book.

بعد از یک روز طولانی کاری، او با یک کتاب خوب استراحت می‌کند.

he unwinds by practicing yoga every evening.

او با انجام یوگا هر شب استراحت می‌کند.

the team unwinds after a successful project completion.

تیم پس از اتمام موفقیت آمیز پروژه استراحت می‌کند.

listening to music helps her unwind after stressful days.

گوش دادن به موسیقی به او کمک می‌کند تا پس از روزهای پر استرس استراحت کند.

he likes to unwind by watching his favorite movies.

او دوست دارد با تماشای فیلم‌های مورد علاقه خود استراحت کند.

taking a walk in nature allows him to unwind.

قدم زدن در طبیعت به او اجازه می‌دهد تا استراحت کند.

she unwinds by spending time with her friends.

او با گذراندن وقت با دوستانش استراحت می‌کند.

cooking a delicious meal is how he unwinds.

پختن یک وعده غذایی خوشمزه روش او برای استراحت است.

after exams, students often unwind at the beach.

پس از امتحان، دانش آموزان اغلب در ساحل استراحت می‌کنند.

she finds that gardening helps her unwind and relax.

او متوجه می‌شود که باغبانی به او کمک می‌کند تا استراحت کند و آرامش بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید