collecter

[ایالات متحده]/kəˈlektə/
[بریتانیا]/kəˈlɛktɚ/

ترجمه

n. گرده‌آور؛ کسی که محصولات را جمع می‌کند؛ دستگاهی که مواد (مثلاً ذرات، مایعات، گازها) را جمع یا جذب می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

collecter coins

جمع‌آوری سکه‌ها

collecter stamps

جمع‌آوری مهرهای پستی

collecter data

جمع‌آوری داده‌ها

collecter money

جمع‌آوری پول

collecters edition

نسخه جمع‌آوری کننده

collecter cards

جمع‌آوری کارت‌ها

collecter items

جمع‌آوری اشیاء

collecter signatures

جمع‌آوری امضاها

collecter bottles

جمع‌آوری بطری‌ها

collecter antiques

جمع‌آوری اثرات باستانی

جملات نمونه

in china, collecter carries the core meaning of “to collect,” especially in contexts like collecting taxes or gathering fees.

در چین، کلمه collecter به معنای اصلی «جمع کردن» است، به ویژه در مواردی مانند جمع‌آوری مالیات یا جمع‌کردن هزینه‌ها.

the museum hired a specialist to collecter rare coins from private estates.

موزه یک متخصص را برای جمع‌آوری سکه‌های نادر از مجموعه‌های خصوصی استخدام کرد.

every month, volunteers collecter donations for the local food bank.

هر ماه، داوطلبان برای جمع‌آوری کمک‌های نقدی برای کمیته غذای محلی جمع‌آوری می‌کنند.

the agency will collecter data from multiple sources before publishing the report.

این آژانس قبل از انتشار گزارش، داده‌ها را از منابع مختلف جمع‌آوری خواهد کرد.

please collecter receipts and submit them to accounting by friday.

لطفاً فاکتورها را جمع‌آوری کنید و آن‌ها را تا پنجشنبه به حسابداری ارسال کنید.

police officers collecter evidence at the scene to support the investigation.

پلیسی‌ها شواهد را در محل جمع‌آوری می‌کنند تا پشتیبانی از تحقیقات را فراهم کنند.

the library uses an app to collecter feedback from readers after each event.

کتابخانه یک اپلیکیشن را برای جمع‌آوری بازخورد از خوانندگان پس از هر رویداد استفاده می‌کند.

the company plans to collecter payments through an online portal to reduce delays.

شرکت قصد دارد پرداخت‌ها را از طریق یک درگاه آنلاین جمع‌آوری کند تا تاخیر‌ها کاهش یابد.

teachers often collecter homework at the beginning of class.

معلمان اغلب تکالیف را در ابتدای کلاس جمع‌آوری می‌کنند.

the charity will collecter clothing and blankets for families in need.

این سازمان خیریه قصد دارد لباس و پتوهایی را برای خانواده‌های نیازمند جمع‌آوری کند.

he went door to door to collecter signatures for the petition.

او به خانه‌ها مراجعه کرد تا امضاها را برای پیتیشن جمع‌آوری کند.

our team will collecter requirements from users before we start development.

تیم ما قبل از شروع توسعه، نیازمندی‌ها را از کاربران جمع‌آوری خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید