collector

[ایالات متحده]/kə'lektə/
[بریتانیا]/kə'lɛktɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که جمع‌آوری می‌کند؛ کسی که گردآوری می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

antique collector

کلکسیونر عتیقه

stamp collector

گردآورنده تمبر

coin collector

گردآورنده سکه

art collector

گردآورنده هنر

dust collector

گرد و غبار جمع‌کن

solar collector

گردآورنده انرژی خورشیدی

garbage collector

جمع کننده زباله

data collector

گردآورنده داده

tax collector

جمع‌آوری‌کننده مالیات

current collector

جمع‌کننده جریان

ticket collector

جمع‌کننده بلیط

collector ring

حلقه جمع‌آوری

gas collector

جمع‌کننده گاز

collector current

جریان جمع‌آوری

جملات نمونه

a solar energy collector; a dust collector.

گردآورنده انرژی خورشیدی؛ گردآورنده گرد و غبار.

The rent collector is pressing for payment again.

بازرس اجاره بها دوباره برای پرداخت درخواست می کند.

he became a discriminating collector and patron of the arts.

او به یک گردآورنده و حامی هنر مشتاق تبدیل شد.

one of the foremost art collectors of his day.

یکی از برجسته ترین گردآورندگان هنر در زمان خود.

a collector with an eye for quality and the means to indulge it without stint .

گردآورنده ای با چشمی برای کیفیت و امکانات برای لذت بردن از آن بدون کم فروشی.

a booth at a tollgate where the toll collector collects tolls.

غرفه ای در یک دروازه عوارضی که جمع کننده عوارض عوارض را جمع آوری می کند.

tax collectors bushwhacked by moonshiners;

مالیات جمع‌کننده‌ها که توسط قاچاقچیان مشروب مورد حمله قرار گرفتند؛

It’ll be difficult to get past the ticket collector without paying.

بدون پرداخت، عبور از بلیط‌فروش دشوار خواهد بود.

collectors whose budgets tend to top out at about $50,000.

گردآورندگانی که بودجه آنها معمولاً به حدود 50000 دلار می رسد.

Collectors with more money than sense pay thousands of pounds for these spoons.

گردآورندگانی که بیشتر از درک خود پول دارند، برای این قاشق‌ها هزینه‌های هزاران پوند را پرداخت می‌کنند.

He is an outstanding walnut fondler, collector, and appraiser.

او یک گردآورنده و ارزیاب گردوهای عالی است.

a discriminating collector of rare books; a dish for the discriminating palate.

گردآورنده ای مشتاق کتاب های کمیاب؛ غذایی برای ذائقه‌ای مشتاق.

What will you do if the debt collector comes down on you?

اگر طلبکار به شما فشار بیاورد چه خواهید کرد؟

the customs had been farmed to the collector for a fixed sum.

حقوق گمرکی به مبلغی ثابت به گردآورنده واگذار شده بود.

Knowing furniture collectors bought American antiques before the prices soared.

می‌دانست که گردآورندگان مبلمان قبل از افزایش قیمت‌ها، آثار عتیقه آمریکایی می‌خرند.

Furthermore, the crystal structure, surface characters of quartz and clinochlore, and the solution chemistry of oleic acid as the anionic collector were analyzed.

علاوه بر این، ساختار کریستالی، ویژگی های سطحی کوارتز و کلینوکلر و شیمی محلول اسید اولئیک به عنوان جمع کننده آنیونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

A new collector BK307 for lepidolite flotation is investigated andcompared with mixed amine.

گردآورنده جدید BK307 برای شناوری لپیدولیت مورد بررسی و مقایسه با آمین مخلوط قرار می گیرد.

It overcomes a series of problems in transmission of tranditional strainometer and collector ring.

این بر مشکلات متعددی در انتقال استرینومتر سنتی و حلقه جمع کننده غلبه می کند.

نمونه‌های واقعی

Maybe it's time we forgive tax collectors, too.

شاید وقت آن رسیده که ما نیز جمع‌آوری‌کنندگان مالیات را ببخشیم.

منبع: Popular Science Essays

It must have cost that collector a small fortune to purchase this.

مطمئناً خرید این محصول برای آن جمع‌کننده ثروت کوچکی هزینه داشته است.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

I didn't want to be a trash collector anymore.

دیگر نمی‌خواستم جمع‌کننده زباله باشم.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

My Lass of the Summer's Eve collector's item!

قطعه کلکسیونی من از محصول Lass of the Summer's Eve!

منبع: Lost Girl Season 4

Silva is a former rubber collector, or tapper, from Acre state.

سیلوا یک جمع‌کننده سابق لاستیک یا جمع‌آوری‌کننده از ایالت آکر است.

منبع: VOA Special English: World

But the guy was a stamp collector and I knew that.

اما آن مرد یک جمع‌کننده تمبر بود و من می‌دانستم.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

We have rainwater collectors, which provide with 40,000 liters of water.

ما جمع‌کننده آب باران داریم که با 40000 لیتر آب تامین می‌کند.

منبع: PBS Interview Environmental Series

'It may interest a collector of stories to frighten children, ' said Holmes.

'شاید برای یک جمع‌کننده داستان برای ترساندن کودکان جالب باشد،' هولمز گفت.

منبع: The Hound of the Baskervilles

I mean, I have to go to Brussels and meet a collector.

منظورم این است که باید به بروکسل بروم و با یک جمع‌کننده ملاقات کنم.

منبع: Emily in Paris Season 1

My grandmother, who was a big part of my childhood, was a collector.

مادربزرگم که بخش مهمی از کودکی من بود، یک جمع‌کننده بود.

منبع: Jennifer American English Pronunciation and Intonation Class

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید