colonists

[ایالات متحده]/ˈkɒlənɪsts/
[بریتانیا]/ˈkɑːlənɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهاجران در یک مستعمره؛ مهاجران به یک سرزمین جدید؛ ساکنان یک مستعمره

عبارات و ترکیب‌ها

early colonists

مستعمرین اولیه

settling colonists

مستعمرین در حال استقرار

colonists' rights

حقوق مستعمره‌نشینان

colonists' rebellion

قیام مستعمره‌نشینان

colonists' settlement

استقرار مستعمره‌نشینان

colonists' land

زمین مستعمره‌نشینان

colonists' culture

فرهنگ مستعمره‌نشینان

colonists' journey

سفر مستعمره‌نشینان

colonists' trade

تجارت مستعمره‌نشینان

colonists' legacy

میراث مستعمره‌نشینان

جملات نمونه

the colonists built their homes from local materials.

مستعمره‌نشینان خانه‌های خود را از مصالح محلی ساختند.

many colonists faced harsh winters in the new land.

بسیاری از مستعمره‌نشینان زمستان‌های سخت را در سرزمین جدید تجربه کردند.

colonists traded goods with the indigenous people.

مستعمره‌نشینان با مردم بومی کالاها معامله می‌کردند.

the colonists established a new government.

مستعمره‌نشینان یک دولت جدید تأسیس کردند.

colonists often had to defend their settlements.

مستعمره‌نشینان اغلب مجبور بودند از سکونتگاه‌های خود دفاع کنند.

some colonists were seeking religious freedom.

برخی از مستعمره‌نشینان به دنبال آزادی مذهبی بودند.

the colonists' journey was fraught with challenges.

سفر مستعمره‌نشینان با چالش‌ها همراه بود.

colonists planted crops to ensure their survival.

مستعمره‌نشینان برای اطمینان از بقای خود محصولاتی کشت کردند.

many colonists relied on fishing for food.

بسیاری از مستعمره‌نشینان برای غذا به ماهیگیری متکی بودند.

colonists wrote letters to their families back home.

مستعمره‌نشینان نامه‌هایی به خانواده‌های خود در خانه می‌نوشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید