settlers

[ایالات متحده]/ˈsɛtləz/
[بریتانیا]/ˈsɛtlərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهاجران یا مستعمره نشینانی که در یک منطقه جدید ساکن می‌شوند؛ ساکنان یا تازه‌واردانی که در یک مکان خانه‌ای تأسیس می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

early settlers

مستعمران اولیه

settlers' rights

حقوق مستعمره‌نشینان

settlers' community

جامعه مستعمره‌نشینان

settlers' land

زمین مستعمره‌نشینان

settlers' culture

فرهنگ مستعمره‌نشینان

settlers' heritage

میراث مستعمره‌نشینان

settlers' journey

سفر مستعمره‌نشینان

settlers' history

تاریخچه مستعمره‌نشینان

settlers' experience

تجربه مستعمره‌نشینان

settlers' movement

جنبش مستعمره‌نشینان

جملات نمونه

many settlers moved west in search of new opportunities.

بسیاری از مهاجران به دنبال فرصت‌های جدید به غرب نقل مکان کردند.

the settlers built homes and farms in the new land.

مهاجران خانه‌ها و مزارع را در سرزمین جدید ساختند.

settlers often faced harsh conditions during their journey.

مهاجران اغلب در طول سفر خود با شرایط سخت روبرو بودند.

some settlers formed communities to support each other.

برخی از مهاجران برای حمایت از یکدیگر جوامعی تشکیل دادند.

the arrival of settlers changed the landscape dramatically.

ورود مهاجران باعث تغییر چشمگیر چشم‌انداز شد.

settlers had to adapt to the local climate and resources.

مهاجران باید خود را با آب و هوای و منابع محلی تطبیق می‌دادند.

many settlers documented their experiences in journals.

بسیاری از مهاجران تجربیات خود را در دفترچه یادداشت ثبت می‌کردند.

settlers often relied on trade with indigenous peoples.

مهاجران اغلب به تجارت با مردم بومی متکی بودند.

the legacy of the settlers can still be seen today.

میراث مهاجران هنوز هم امروزه قابل مشاهده است.

settlers played a crucial role in the expansion of the nation.

مهاجران نقش مهمی در گسترش کشور ایفا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید