colony

[ایالات متحده]/ˈkɒləni/
[بریتانیا]/ˈkɑːləni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مستعمره؛ گروهی از مهاجران
Word Forms
جمعcolonies

عبارات و ترکیب‌ها

a British colony

یک مستعمره بریتانیایی

a former colony

یک مستعمره سابق

a settler colony

یک مستعمره مهاجرنشین

bacterial colony

کلنی باکتریایی

colony formation

تشکیل مستعمره

crown colony

مستعمره تحت سلطنت

colony count

تعداد مستعمرات

penal colony

مستعمره مجازات

جملات نمونه

a colony of seals.

یک کلونی از فک‌ها

the American colony in Paris.

کلونی آمریکایی در پاریس

the British colony in New York.

کلونی بریتانیایی در نیویورک

the site of a hypothetical colony;

محل یک کلنی فرضی;

a town that is the heart of the colony;

شهری که قلب کلنی است;

If America were still a British colony,

اگر هنوز آمریکا یک مستعمره بریتانیایی بود,

Britain’s oversea colonies

مستعمرات بریتانیایی در خارج از کشور

years in the colonies had left their imprint.

سال‌ها در مستعمرات اثر خود را به جا گذاشته بود.

this colony was virtually self-subsistent, in management methods as in food.

این کلنی به طور مجازی خودکفا بود، هم در روش‌های مدیریتی و هم در غذا.

the eremitic element in the life of a religious colony;

جنبه گوشه‌گیر در زندگی یک کلنی مذهبی;

There lived a colony of bees on the tree.

یک کلونی زنبور عسل روی درخت زندگی می‌کرد.

A colony of seals lay basking in the sun.

یک کلونی فوک در حال آفتاب گرفتن در زیر نور خورشید بودند.

All the bees in the colony are genetically related.

همه زنبورها در کلنی از نظر ژنتیکی مرتبط هستند.

woodlands that once harboured a colony of red deer.

جنگل‌هایی که زمانی محل زندگی یک کلونی گوزن قرمز بود.

Granulocyte-Macrophage Colony-Stimulating Factor ;Interleukin-5 ;differentiation ;

عامل تحریک کننده کلونی ماکروفاژ-گرانولوسیت ;اینترلوکین-5 ;تمایز ;

They had thought that the new colony would be a paradise, but they were soon disillusioned.

آنها فکر می‌کردند که کلنی جدید بهشت ​​خواهد بود، اما به زودی ناامید شدند.

gregarious species forage in flocks from colonies or roosts.

گونه‌های اجتماعی به صورت دسته‌هایی از کلنی‌ها یا لانه‌ها تغذیه می‌کنند.

I've lost three umbrellas this year. Britain lost its American colonies in a revolution.

امسال سه چتر از دست دادم. بریتانیا مستعمرات آمریکایی خود را در یک انقلاب از دست داد.

نمونه‌های واقعی

They call the problem " colony collapse disorder."

آنها این مشکل را "اختلال ریزش کلنی" می‌نامند.

منبع: VOA Special August 2015 Collection

The colonies are mostly young tree hoppers.

کلنی‌ها بیشتر از درخت‌خزه‌خواران جوان تشکیل شده‌اند.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

In China, she visited a leper colony.

در چین، او از یک کلنی مبتلایان به تب روماتیسمی بازدید کرد.

منبع: Women Who Changed the World

And they set up colonies in greenland.

و آنها در گرینلند کلنی‌هایی راه‌اندازی کردند.

منبع: Humanity: The Story of All of Us

By 1981, there was only one colony of ferrets living in Wyoming.

تا سال 1981، تنها یک کلنی از خرسنگ‌ها در وایومینگ زندگی می‌کردند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

For over 400 years it was a Portuguese colony.

برای بیش از 400 سال، این یک مستعمره پرتغالی بود.

منبع: Listening Digest

This female pangolin is hunting an ant colony.

این پنگولین ماده در حال شکار یک کلنی مورچه‌خوار است.

منبع: VOA Standard English_Africa

France has focused its aid on its former colonies.

فرانسه کمک‌های خود را بر روی مستعمرات سابق خود متمرکز کرده است.

منبع: Economic Crash Course

The biggest swift colony in China.

بزرگترین کلنی پرستو در چین.

منبع: Beautiful China

It was a British Colony until it gained independence in 1983.

این یک مستعمره بریتانیایی بود تا زمانی که در سال 1983 استقلال خود را به دست آورد.

منبع: CNN 10 Student English May 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید