homeland

[ایالات متحده]/ˈhəʊmlænd/
[بریتانیا]/ˈhoʊmlænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرزمین مادری، زادگاه (وطن سیاه تحت سیستم آپارتاید آفریقای جنوبی)
Word Forms
جمعhomelands

عبارات و ترکیب‌ها

my homeland

سرزمین من

homeland security

امنیت میهن

protect our homeland

محافظت از میهن ما

جملات نمونه

They had a deep yearning for their homeland.

آنها آرزوی عمیقی برای زادگاه خود داشتند.

he left his homeland to settle in London.

او زادگاه خود را ترک کرد تا در لندن ساکن شود.

I carry memories of my homeland around with me.

من خاطراتم از زادگاهم را با خودم حمل می‌کنم.

He was forced to leave his homeland for political reasons.

او به دلیل مسائل سیاسی مجبور به ترک زادگاه خود شد.

They forced her off her homeland many years ago.

سال‌ها پیش آنها او را از زادگاهش بیرون راندند.

He returned to his homeland with the purpose of serving his own people.

او با هدف خدمت به مردم خود به زادگاهش بازگشت.

نمونه‌های واقعی

Right. And China is the homeland of tea.

درست است. و چین مهد چای است.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

The villagers struggled to defend their homeland.

روستاییان برای دفاع از سرزمین مادری خود تلاش کردند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

We came here and confiscated their homeland.

ما اینجا آمدیم و سرزمین آنها را ضبط کردیم.

منبع: America The Story of Us

Glacier Bay is the homeland of the Huna Tlingit people.

خلیج یخچالی، سرزمین مادری مردم هونای تلینگیت است.

منبع: National Parks of the United States

In doing so, he carelessly carved up the Pushtun homeland.

در این راستا، او به طرز بی‌احتیاطی سرزمین مردم پشتون را تقسیم کرد.

منبع: The Economist - Arts

A native of Iraq, Batota left her homeland 24 years ago.

باتوتا، اهل عراق، 24 سال پیش از سرزمین مادری خود خارج شد.

منبع: VOA Special September 2022 Collection

Many people appreciate their homeland more after living abroad for a while.

بسیاری از مردم پس از مدتی زندگی در خارج از کشور، قدر وطن خود را بیشتر می‌دانند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Growing up, I never thought that I was going to leave my homeland.

در دوران کودکی، هرگز فکر نمی‌کردم که سرزمین مادری خود را ترک کنم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

They're determined to reclaim their homeland.

آنها مصمم هستند که سرزمین مادری خود را پس بگیرند.

منبع: The Hobbit: An Unexpected Journey

I thank our law enforcement officers who protect our streets and secure our homeland.

از افسران مجری قانون ما تشکر می‌کنم که از خیابان‌های ما محافظت می‌کنند و امنیت سرزمین مادری ما را تامین می‌کنند.

منبع: Listening Digest

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید