colorize

[ایالات متحده]/ˈkʌləraɪz/
[بریتانیا]/ˈkʌləraɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را رنگارنگ کردن؛ به چیزی رنگ اعمال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

colorize image

رنگی کردن تصویر

colorize photo

رنگی کردن عکس

colorize drawing

رنگی کردن نقاشی

colorize sketch

رنگی کردن طرح

colorize artwork

رنگی کردن اثر هنری

colorize black

رنگی کردن سیاه

colorize video

رنگی کردن ویدیو

colorize map

رنگی کردن نقشه

colorize text

رنگی کردن متن

colorize design

رنگی کردن طرح

جملات نمونه

we can colorize the black and white photos.

ما می‌توانیم عکس‌های سیاه و سفید را رنگی کنیم.

artists often colorize their sketches for better presentation.

هنرمندان اغلب طرح‌های خود را برای ارائه بهتر رنگی می‌کنند.

she decided to colorize her drawings to make them more vibrant.

او تصمیم گرفت طرح‌های خود را رنگی کند تا آنها را زنده‌تر کند.

they used software to colorize the movie scenes.

آنها از نرم‌افزار برای رنگی کردن صحنه‌های فیلم استفاده کردند.

it's fun to colorize images digitally.

رنگی کردن تصاویر به صورت دیجیتالی سرگرم‌کننده است.

he plans to colorize the illustrations for the children's book.

او قصد دارد تصاویر کتاب کودکان را رنگی کند.

the project aims to colorize historical documents.

این پروژه با هدف رنگی کردن اسناد تاریخی است.

many apps allow users to colorize their photos easily.

برنامه‌های زیادی به کاربران اجازه می‌دهند تا به راحتی عکس‌های خود را رنگی کنند.

she loves to colorize her sketches with bright colors.

او عاشق رنگی کردن طرح‌های خود با رنگ‌های روشن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید