commemoratives

[ایالات متحده]/kə'mem(ə)rətɪv/
[بریتانیا]/kəˈmɛməretɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به عنوان یادبود خدمت می‌کند؛ مربوط به یادآوری یا یادبود
n. یک شیء یادبود؛ تمبر یادبودی؛ سکه یادبودی.

عبارات و ترکیب‌ها

commemorative stamp

تمبر یادبود

commemorative coin

سکه یادبود

commemorative plaque

سنگ‌نمای یادبود

commemorative event

برگزاری رویداد یادبود

commemorative ceremony

مراسم یادبود

جملات نمونه

A commemorative medal was struck in honour of the event.

یک مدال یادبود به افتخار این رویداد ضرب شد.

There is a commemorative plaque to the artist in the village hall.

در تالار روستا، یک تابلوی یادبود برای هنرمند وجود دارد.

All competitors are presented with commemorative medals.

به همه شرکت کنندگان مدال های یادبود اهدا می شود.

The new stamps of commemorative are all sold out.

تمبرهای جدید یادبود تماماً به فروش رسیده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید