commence

[ایالات متحده]/kəˈmens/
[بریتانیا]/kəˈmens/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شروع کردن; آغاز کردن
vi. باعث شروع شدن; باعث به دست آوردن مدرک شدن
Word Forms
زمان گذشتهcommenced
صفت یا فعل حال استمراریcommencing
قسمت سوم فعلcommenced
شکل سوم شخص مفردcommences
جمعcommences

عبارات و ترکیب‌ها

commence the project

شروع پروژه

commence the meeting

شروع جلسه

commence business

شروع کسب و کار

جملات نمونه

We will commence with this work.

ما با انجام این کار شروع خواهیم کرد.

leave from the court to commence an action.

ترک دادگاه برای شروع یک اقدام.

The second term commences in March.

ترم دوم در ماه مارس آغاز می شود.

he commenced a via dolorosa to the coast.

او یک مسیر درد به سمت ساحل آغاز کرد.

We commence building on March 18th.

ما شروع به ساخت و ساز در 18 مارس خواهیم کرد.

commenced her career as a scientist;

او شروع به کار خود به عنوان یک دانشمند کرد.

festivities that commenced with the national anthem.

جشنواره هایی که با سرود ملی آغاز شد.

The Bible commences with the Genesis.

کتاب مقدس با پیدایش آغاز می‌شود.

they commenced their married life with idealities about love.

آنها زندگی مشترک خود را با آرمان هایی در مورد عشق آغاز کردند.

When editorial review commences, that's where you come in.

وقتی بازبینی تحریریه آغاز می شود، نوبت شماست.

After the election the new government commenced developing the roads.

پس از انتخابات، دولت جدید شروع به توسعه جاده ها کرد.

The little girl commenced to cry when she saw the snake.

دختر کوچولو وقتی مار را دید شروع به گریه کرد.

He's a very busy lawyer and has already commenced on another case.

او یک وکیل بسیار پرمشغله است و قبلاً روی یک پرونده دیگر شروع کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید