committees meet
کمیتهها جلسه میگیرند
forming committees
تشکیل کمیتهها
committees working
کمیتهها کار میکنند
several committees
چند کمیته
committees review
کمیتهها بررسی میکنند
committees chair
راhead کمیتهها
committees report
گزارش کمیتهها
committees elected
کمیتههای انتخاب شده
committees oversee
کمیتهها نظارت میکنند
committees decide
کمیتهها تصمیم میگیرند
the fundraising committee organized a successful gala.
کمیته جمع آوری کمک ها یک جمع گرایی موفق را برگزار کرد.
several committees reviewed the proposed budget cuts.
چند کمیته بودجه های پیشنهادی کاهش را بررسی کردند.
the planning committee is responsible for the event logistics.
کمیته برنامه ریزی مسئول لجستیک رویداد است.
we need to form committees to address these issues.
ما نیاز داریم کمیته ها را تشکیل دهیم تا این مسائل را برطرف کنیم.
the committee members debated the new policy proposal.
اعضای کمیته درباره پیشنهاد سیاست جدید بحث کردند.
the oversight committees monitor government spending.
کمیته های نظارت بر هزینه های دولت نظارت می کنند.
the search committee will select the new director.
کمیته جستجو کننده میل به انتخاب مدیر جدید خواهد داشت.
the committees reported their findings to the board.
کمیته ها یافته های خود را به هیئت اطلاع دادند.
the ethics committee investigates complaints of misconduct.
کمیته اخلاق شکایت های از رفتار نامناسب را بررسی می کند.
the university established committees for each department.
دانشگاه کمیته هایی را برای هر گروه علمی ایجاد کرد.
the committees worked diligently to complete the project.
کمیته ها با دقت بالا کار کردند تا پروژه را تمام کنند.
committees meet
کمیتهها جلسه میگیرند
forming committees
تشکیل کمیتهها
committees working
کمیتهها کار میکنند
several committees
چند کمیته
committees review
کمیتهها بررسی میکنند
committees chair
راhead کمیتهها
committees report
گزارش کمیتهها
committees elected
کمیتههای انتخاب شده
committees oversee
کمیتهها نظارت میکنند
committees decide
کمیتهها تصمیم میگیرند
the fundraising committee organized a successful gala.
کمیته جمع آوری کمک ها یک جمع گرایی موفق را برگزار کرد.
several committees reviewed the proposed budget cuts.
چند کمیته بودجه های پیشنهادی کاهش را بررسی کردند.
the planning committee is responsible for the event logistics.
کمیته برنامه ریزی مسئول لجستیک رویداد است.
we need to form committees to address these issues.
ما نیاز داریم کمیته ها را تشکیل دهیم تا این مسائل را برطرف کنیم.
the committee members debated the new policy proposal.
اعضای کمیته درباره پیشنهاد سیاست جدید بحث کردند.
the oversight committees monitor government spending.
کمیته های نظارت بر هزینه های دولت نظارت می کنند.
the search committee will select the new director.
کمیته جستجو کننده میل به انتخاب مدیر جدید خواهد داشت.
the committees reported their findings to the board.
کمیته ها یافته های خود را به هیئت اطلاع دادند.
the ethics committee investigates complaints of misconduct.
کمیته اخلاق شکایت های از رفتار نامناسب را بررسی می کند.
the university established committees for each department.
دانشگاه کمیته هایی را برای هر گروه علمی ایجاد کرد.
the committees worked diligently to complete the project.
کمیته ها با دقت بالا کار کردند تا پروژه را تمام کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید