compartmentalized

[ایالات متحده]/kəmˈpɑːtməntəlaɪzd/
[بریتانیا]/kəmˈpɑːrtˌmɛntəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به بخش‌های جداگانه تقسیم شده

عبارات و ترکیب‌ها

compartmentalized thinking

تفکر بخش‌بندی‌شده

compartmentalized approach

رویکرد بخش‌بندی‌شده

compartmentalized system

سیستم بخش‌بندی‌شده

compartmentalized learning

یادگیری بخش‌بندی‌شده

compartmentalized structure

ساختار بخش‌بندی‌شده

compartmentalized memory

حافظه بخش‌بندی‌شده

compartmentalized life

زندگی بخش‌بندی‌شده

compartmentalized organization

سازمان‌دهی بخش‌بندی‌شده

compartmentalized tasks

وظایف بخش‌بندی‌شده

compartmentalized data

داده‌های بخش‌بندی‌شده

جملات نمونه

his thoughts were compartmentalized, making it easier to focus on each task.

افکار او به صورت مجزّا سازماندهی شده بودند، که این امر باعث می‌شد تمرکز بر روی هر کار آسان‌تر باشد.

she compartmentalized her emotions to handle the stressful situation.

او احساسات خود را به منظور مقابله با شرایط استرس‌زا، سازماندهی کرد.

in a compartmentalized workspace, each team has its own area to work.

در یک فضای کاری سازماندهی شده، هر تیم منطقه خاص خود را برای کار دارد.

compartmentalized learning helps students retain information better.

یادگیری سازماندهی شده به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا اطلاعات را بهتر به خاطر بسپارند.

the compartmentalized approach to problem-solving can lead to more effective solutions.

رویکرد سازماندهی شده به حل مسئله می‌تواند منجر به راه‌حل‌های مؤثرتر شود.

he preferred a compartmentalized lifestyle to keep work and personal life separate.

او ترجیح می‌داد یک سبک زندگی سازماندهی شده داشته باشد تا کار و زندگی شخصی را از هم جدا کند.

compartmentalized storage makes it easy to organize various items.

فضای ذخیره‌سازی سازماندهی شده، سازماندهی اقلام مختلف را آسان می‌کند.

in a compartmentalized mind, different ideas can coexist without conflict.

در ذهنی سازماندهی شده، ایده‌های مختلف می‌توانند بدون تضاد همزیستی داشته باشند.

she found it helpful to keep her tasks compartmentalized for better productivity.

او متوجه شد که حفظ وظایف خود به صورت سازماندهی شده برای افزایش بهره‌وری مفید است.

his compartmentalized view of life allowed him to avoid stress.

دیدگاه سازماندهی شده او نسبت به زندگی به او کمک کرد تا از استرس اجتناب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید