sympathetically

[ایالات متحده]/ˌsimpə'θetikli/
[بریتانیا]/ˌsɪmpəˈ θ ɛtɪklɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با همدلی؛ به شیوه‌ای همدلانه

جملات نمونه

They were all sympathetically disposed towards her bitter experience.

آنها همه با همدلی نسبت به تجربه تلخ او نگرش داشتند.

The bull looked on sympathetically until the drunk was out of the way before once more turning its attention to the matador.

گاو با دلسوزی نگاه کرد تا اینکه مست از سر راه برداشته شد و دوباره توجه خود را به ماتاדור معطوف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید