complies with regulations
با مقررات مطابقت دارد
complies with standards
با استانداردها مطابقت دارد
complies with laws
با قوانین مطابقت دارد
complies with guidelines
با دستورالعمل ها مطابقت دارد
complies fully
به طور کامل مطابقت دارد
complies promptly
به سرعت مطابقت دارد
complies easily
به راحتی مطابقت دارد
complies automatically
به طور خودکار مطابقت دارد
complies consistently
به طور مداوم مطابقت دارد
complies willingly
با میل خود مطابقت دارد
the company complies with industry regulations.
شرکت با مقررات صنعت مطابقت دارد.
he always complies with the safety standards.
او همیشه با استانداردهای ایمنی مطابقت دارد.
our team complies with the project guidelines.
تیم ما با دستورالعملهای پروژه مطابقت دارد.
she ensures that her work complies with the legal requirements.
او اطمینان حاصل میکند که کار او با الزامات قانونی مطابقت دارد.
the software complies with the latest security protocols.
نرم افزار با آخرین پروتکل های امنیتی مطابقت دارد.
he complies with all company policies.
او با تمام سیاستهای شرکت مطابقت دارد.
they must comply with the new environmental laws.
آنها باید با قوانین جدید زیست محیطی مطابقت داشته باشند.
the proposal complies with the funding criteria.
پیشنهاد با معیارهای تأمین بودجه مطابقت دارد.
it is important that everyone complies with the rules.
مهم است که همه با قوانین مطابقت داشته باشند.
the organization complies with international standards.
سازمان با استانداردهای بین المللی مطابقت دارد.
complies with regulations
با مقررات مطابقت دارد
complies with standards
با استانداردها مطابقت دارد
complies with laws
با قوانین مطابقت دارد
complies with guidelines
با دستورالعمل ها مطابقت دارد
complies fully
به طور کامل مطابقت دارد
complies promptly
به سرعت مطابقت دارد
complies easily
به راحتی مطابقت دارد
complies automatically
به طور خودکار مطابقت دارد
complies consistently
به طور مداوم مطابقت دارد
complies willingly
با میل خود مطابقت دارد
the company complies with industry regulations.
شرکت با مقررات صنعت مطابقت دارد.
he always complies with the safety standards.
او همیشه با استانداردهای ایمنی مطابقت دارد.
our team complies with the project guidelines.
تیم ما با دستورالعملهای پروژه مطابقت دارد.
she ensures that her work complies with the legal requirements.
او اطمینان حاصل میکند که کار او با الزامات قانونی مطابقت دارد.
the software complies with the latest security protocols.
نرم افزار با آخرین پروتکل های امنیتی مطابقت دارد.
he complies with all company policies.
او با تمام سیاستهای شرکت مطابقت دارد.
they must comply with the new environmental laws.
آنها باید با قوانین جدید زیست محیطی مطابقت داشته باشند.
the proposal complies with the funding criteria.
پیشنهاد با معیارهای تأمین بودجه مطابقت دارد.
it is important that everyone complies with the rules.
مهم است که همه با قوانین مطابقت داشته باشند.
the organization complies with international standards.
سازمان با استانداردهای بین المللی مطابقت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید