defies

[ایالات متحده]/dɪˈfaɪz/
[بریتانیا]/dɪˈfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. امتناع از اطاعت؛ به طور علنی مقاومت می‌کند؛ با تحقیر نادیده می‌گیرد؛ به چالش می‌کشد

عبارات و ترکیب‌ها

defies expectations

نادیده گرفتن انتظارات

defies logic

نادیده گرفتن منطق

defies gravity

نادیده گرفتن گرانش

defies description

غیرقابل توصیف

defies convention

نادیده گرفتن قراردادها

defies categorization

غیرقابل دسته بندی

defies authority

نادیده گرفتن اقتدار

defies belief

غیرقابل باور

defies explanation

غیرقابل توضیح

defies norms

نادیده گرفتن هنجارها

جملات نمونه

the artist's work defies traditional styles.

آثار هنرمند، سبک‌های سنتی را به چالش می‌کشد.

his actions defy the rules of the game.

اقدامات او قوانین بازی را نقض می‌کند.

she defies expectations with her performance.

او با عملکرد خود، انتظارات را به چالش می‌کشد.

the scientist's theory defies conventional wisdom.

تئوری دانشمند، خرد متعارف را به چالش می‌کشد.

the storm defies all predictions.

طوفان، همه پیش‌بینی‌ها را بی‌اعتبار می‌کند.

his bravery defies description.

شجاعت او غیرقابل توصیف است.

this design defies gravity.

این طراحی، گرانش را نادیده می‌گیرد.

her confidence defies her age.

اعتماد به نفس او، سنش را نادیده می‌گیرد.

the movie defies genre classification.

این فیلم، طبقه‌بندی ژانری را به چالش می‌کشد.

his attitude defies authority.

نگاهش، اقتدار را به چالش می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید