conceives

[ایالات متحده]/kənˈsiːvz/
[بریتانیا]/kənˈsiːvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک طرح یا ایده را شکل دادن یا تدبیر کردن؛ تصور کردن یا به چیزی فکر کردن؛ باردار شدن با

عبارات و ترکیب‌ها

conceives an idea

ایده مطرح می‌کند

conceives a plan

یک طرح مطرح می‌کند

conceives a vision

یک چشم‌انداز مطرح می‌کند

conceives a concept

یک مفهوم مطرح می‌کند

conceives a project

یک پروژه مطرح می‌کند

conceives a story

یک داستان مطرح می‌کند

conceives a theory

یک نظریه مطرح می‌کند

conceives an approach

یک رویکرد مطرح می‌کند

conceives a solution

یک راه حل مطرح می‌کند

conceives a design

یک طرح‌بندی مطرح می‌کند

جملات نمونه

she conceives a plan to improve the community.

او طرحی را برای بهبود جامعه در نظر می‌گیرد.

the artist conceives a new vision for her work.

هنرمند یک دیدگاه جدید برای کار خود در نظر می‌گیرد.

he conceives the idea of starting a business.

او ایده شروع یک کسب و کار را در نظر می‌گیرد.

they often conceive innovative solutions to problems.

آنها اغلب راه حل های نوآورانه برای مشکلات در نظر می گیرند.

the scientist conceives a theory based on her research.

دانشمند نظریه‌ای را بر اساس تحقیقات خود در نظر می‌گیرد.

she conceives a storyline for her next novel.

او طرحی برای رمان بعدی خود در نظر می‌گیرد.

he conceives a strategy to win the competition.

او استراتژی برنده شدن در مسابقه را در نظر می‌گیرد.

the team conceives a marketing campaign to attract customers.

تیم یک کمپین بازاریابی برای جذب مشتریان در نظر می‌گیرد.

she conceives a unique approach to teaching.

او یک رویکرد منحصر به فرد برای آموزش در نظر می‌گیرد.

he conceives a new design for the product.

او یک طرح جدید برای محصول در نظر می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید