conceives an idea
ایده مطرح میکند
conceives a plan
یک طرح مطرح میکند
conceives a vision
یک چشمانداز مطرح میکند
conceives a concept
یک مفهوم مطرح میکند
conceives a project
یک پروژه مطرح میکند
conceives a story
یک داستان مطرح میکند
conceives a theory
یک نظریه مطرح میکند
conceives an approach
یک رویکرد مطرح میکند
conceives a solution
یک راه حل مطرح میکند
conceives a design
یک طرحبندی مطرح میکند
she conceives a plan to improve the community.
او طرحی را برای بهبود جامعه در نظر میگیرد.
the artist conceives a new vision for her work.
هنرمند یک دیدگاه جدید برای کار خود در نظر میگیرد.
he conceives the idea of starting a business.
او ایده شروع یک کسب و کار را در نظر میگیرد.
they often conceive innovative solutions to problems.
آنها اغلب راه حل های نوآورانه برای مشکلات در نظر می گیرند.
the scientist conceives a theory based on her research.
دانشمند نظریهای را بر اساس تحقیقات خود در نظر میگیرد.
she conceives a storyline for her next novel.
او طرحی برای رمان بعدی خود در نظر میگیرد.
he conceives a strategy to win the competition.
او استراتژی برنده شدن در مسابقه را در نظر میگیرد.
the team conceives a marketing campaign to attract customers.
تیم یک کمپین بازاریابی برای جذب مشتریان در نظر میگیرد.
she conceives a unique approach to teaching.
او یک رویکرد منحصر به فرد برای آموزش در نظر میگیرد.
he conceives a new design for the product.
او یک طرح جدید برای محصول در نظر میگیرد.
conceives an idea
ایده مطرح میکند
conceives a plan
یک طرح مطرح میکند
conceives a vision
یک چشمانداز مطرح میکند
conceives a concept
یک مفهوم مطرح میکند
conceives a project
یک پروژه مطرح میکند
conceives a story
یک داستان مطرح میکند
conceives a theory
یک نظریه مطرح میکند
conceives an approach
یک رویکرد مطرح میکند
conceives a solution
یک راه حل مطرح میکند
conceives a design
یک طرحبندی مطرح میکند
she conceives a plan to improve the community.
او طرحی را برای بهبود جامعه در نظر میگیرد.
the artist conceives a new vision for her work.
هنرمند یک دیدگاه جدید برای کار خود در نظر میگیرد.
he conceives the idea of starting a business.
او ایده شروع یک کسب و کار را در نظر میگیرد.
they often conceive innovative solutions to problems.
آنها اغلب راه حل های نوآورانه برای مشکلات در نظر می گیرند.
the scientist conceives a theory based on her research.
دانشمند نظریهای را بر اساس تحقیقات خود در نظر میگیرد.
she conceives a storyline for her next novel.
او طرحی برای رمان بعدی خود در نظر میگیرد.
he conceives a strategy to win the competition.
او استراتژی برنده شدن در مسابقه را در نظر میگیرد.
the team conceives a marketing campaign to attract customers.
تیم یک کمپین بازاریابی برای جذب مشتریان در نظر میگیرد.
she conceives a unique approach to teaching.
او یک رویکرد منحصر به فرد برای آموزش در نظر میگیرد.
he conceives a new design for the product.
او یک طرح جدید برای محصول در نظر میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید