| جمع | concertinas |
| زمان گذشته | concertinaed |
| شکل سوم شخص مفرد | concertinas |
| قسمت سوم فعل | concertinaed |
| صفت یا فعل حال استمراری | concertinaing |
a piccolo concertina
یک کنسرتینا پیکولو
a request that the negotiations be concertinaed into a week-long session.
درخواستی مبنی بر اینکه مذاکرات به یک جلسه یک هفتهای تبدیل شوند.
The front of the bus concertinaed when it crashed into the wall.
جلوی اتوبوس هنگام برخورد به دیوار، به هم ریخت.
The musician played the concertina beautifully at the folk music festival.
موسیقیدان به طرز زیبایی با کنسرتینا در جشنواره موسیقی محلی اجرا کرد.
She entertained the crowd with her lively concertina performance.
او با اجرای پرانرژی کنسرتینایش، جمعیت را سرگرم کرد.
The concertina player's fingers moved quickly across the keys.
انگشتان نوازنده کنسرتینا به سرعت روی کلیدها حرکت میکردند.
He learned to play the concertina from his grandfather.
او یاد گرفت که کنسرتینا را از پدربزرگش بنوازد.
The sound of the concertina filled the room with music.
صدای کنسرتینا اتاق را با موسیقی پر کرد.
The traditional Irish music featured the concertina as a prominent instrument.
موسیقی سنتی ایرلندی، کنسرتینا را به عنوان یک ساز برجسته به نمایش گذاشت.
She practiced for hours to perfect her concertina skills.
او ساعتها تمرین کرد تا مهارتهای کنسرتینایش را کامل کند.
The concertina added a unique touch to the band's performance.
کنسرتینا یک لمس منحصربهفرد به اجرای گروه اضافه کرد.
He serenaded her with his concertina under the moonlight.
او او را با کنسرتینایش در زیر نور ماه نوازندگی کرد.
The concertina player's hands moved in a blur as he played a lively tune.
دستهای نوازنده کنسرتینا در حالی که یک آهنگ پرانرژی مینواخت، به سرعت حرکت میکردند.
Whoa. This is forever concertina meat.
وای. این گوشت همیشه متعلق به آکاردئون است.
منبع: Gourmet BaseI saw him dance with another lad, dance wildly, to the wheezy music of the concertina.
من دیدم که او با یک جوان دیگر میرقصد، به طرز وحشیانهای، به موسیقی خفه کننده آکاردئون.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)The young man had a concertina, and he played the tunes popular on the music-halls a dozen years before.
آن جوان یک آکاردئون داشت و آهنگهایی را که ده سال قبل در سالنهای موسیقی محبوب بودند مینواخت.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)Hoarse drunken voices issued from them, singing, accompanied by the hideous sounds of a concertina.
صدایهای خشن و مست از آنها بیرون میآمد، در حالی که میخواندند، همراه با صداهای وحشتناک آکاردئون.
منبع: Virgin Land (Part 1)Migrants cross the river and climb a few feet uphill into overgrown plants and concertina wire to surrender on the farm's edge.
مهاجران رودخانه را عبور میکنند و چند قدم به سمت بالا در میان گیاهان پوشیده شده و سیم آکاردئون بالا میروند تا در لبه مزرعه تسلیم شوند.
منبع: VOA Special September 2022 Collectiona piccolo concertina
یک کنسرتینا پیکولو
a request that the negotiations be concertinaed into a week-long session.
درخواستی مبنی بر اینکه مذاکرات به یک جلسه یک هفتهای تبدیل شوند.
The front of the bus concertinaed when it crashed into the wall.
جلوی اتوبوس هنگام برخورد به دیوار، به هم ریخت.
The musician played the concertina beautifully at the folk music festival.
موسیقیدان به طرز زیبایی با کنسرتینا در جشنواره موسیقی محلی اجرا کرد.
She entertained the crowd with her lively concertina performance.
او با اجرای پرانرژی کنسرتینایش، جمعیت را سرگرم کرد.
The concertina player's fingers moved quickly across the keys.
انگشتان نوازنده کنسرتینا به سرعت روی کلیدها حرکت میکردند.
He learned to play the concertina from his grandfather.
او یاد گرفت که کنسرتینا را از پدربزرگش بنوازد.
The sound of the concertina filled the room with music.
صدای کنسرتینا اتاق را با موسیقی پر کرد.
The traditional Irish music featured the concertina as a prominent instrument.
موسیقی سنتی ایرلندی، کنسرتینا را به عنوان یک ساز برجسته به نمایش گذاشت.
She practiced for hours to perfect her concertina skills.
او ساعتها تمرین کرد تا مهارتهای کنسرتینایش را کامل کند.
The concertina added a unique touch to the band's performance.
کنسرتینا یک لمس منحصربهفرد به اجرای گروه اضافه کرد.
He serenaded her with his concertina under the moonlight.
او او را با کنسرتینایش در زیر نور ماه نوازندگی کرد.
The concertina player's hands moved in a blur as he played a lively tune.
دستهای نوازنده کنسرتینا در حالی که یک آهنگ پرانرژی مینواخت، به سرعت حرکت میکردند.
Whoa. This is forever concertina meat.
وای. این گوشت همیشه متعلق به آکاردئون است.
منبع: Gourmet BaseI saw him dance with another lad, dance wildly, to the wheezy music of the concertina.
من دیدم که او با یک جوان دیگر میرقصد، به طرز وحشیانهای، به موسیقی خفه کننده آکاردئون.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)The young man had a concertina, and he played the tunes popular on the music-halls a dozen years before.
آن جوان یک آکاردئون داشت و آهنگهایی را که ده سال قبل در سالنهای موسیقی محبوب بودند مینواخت.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)Hoarse drunken voices issued from them, singing, accompanied by the hideous sounds of a concertina.
صدایهای خشن و مست از آنها بیرون میآمد، در حالی که میخواندند، همراه با صداهای وحشتناک آکاردئون.
منبع: Virgin Land (Part 1)Migrants cross the river and climb a few feet uphill into overgrown plants and concertina wire to surrender on the farm's edge.
مهاجران رودخانه را عبور میکنند و چند قدم به سمت بالا در میان گیاهان پوشیده شده و سیم آکاردئون بالا میروند تا در لبه مزرعه تسلیم شوند.
منبع: VOA Special September 2022 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید