concertinaed

[ایالات متحده]/ˌkɒnsəˈtiːnəd/
[بریتانیا]/ˌkɑːnsərˈtiːnəd/

ترجمه

adj. به صورت تا خورده یا فشرده مانند یک کنسرتینا

عبارات و ترکیب‌ها

concertinaed design

طرح آکاردئونی

concertinaed effect

اثر آکاردئونی

concertinaed paper

کاغذ آکاردئونی

concertinaed structure

ساختار آکاردئونی

concertinaed layout

چیدمان آکاردئونی

concertinaed folds

تاهای آکاردئونی

concertinaed model

مدل آکاردئونی

concertinaed material

جنس آکاردئونی

concertinaed format

فرمت آکاردئونی

concertinaed sheet

برگ آکاردئونی

جملات نمونه

the document was concertinaed for easier storage.

سند برای سهولت در نگهداری، تا شده بود.

the concertinaed design allowed for more efficient use of space.

طراحی تا شده به استفاده بهینه از فضا اجازه داد.

she concertinaed the map to fit it into her bag.

او نقشه را تا کرد تا در کیف خود جا شود.

the artist concertinaed the paper to create a unique sculpture.

هنرمند کاغذ را تا کرد تا مجسمه‌ای منحصر به فرد ایجاد کند.

the concertinaed fabric gave the dress a stylish look.

پارچه تا شده به لباس ظاهری شیک بخشید.

he concertinaed the photos before placing them in the album.

او قبل از قرار دادن آنها در آلبوم، عکس ها را تا کرد.

the concertinaed layout of the brochure attracted more readers.

چیدمان تا شده بروشور باعث جذب مخاطب بیشتر شد.

the concertinaed design of the tent made it easy to set up.

طراحی تا شده چادر باعث شد نصب آن آسان باشد.

the concertinaed pages of the book added a playful element.

صفحات تا شده کتاب عنصری سرگرم کننده اضافه کرد.

they concertinaed the plans to fit them into the presentation.

آنها طرح ها را تا کردند تا در ارائه جا شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید