concessions

[ایالات متحده]/kənˈsɛʃənz/
[بریتانیا]/kənˈsɛʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(جمع) حقوق اعطا شده توسط یک دولت یا کارفرما؛ تأیید؛ تخفیف؛ حق امتیاز در یک مکان

عبارات و ترکیب‌ها

make concessions

تسلیم کردن امتیازات

concessions granted

امتیازات داده شده

economic concessions

امتیازات اقتصادی

political concessions

امتیازات سیاسی

concessions offered

ارائه امتیازات

concessions made

داده شدن امتیازات

mutual concessions

امتیازات متقابل

concessions required

الزامات امتیازات

trade concessions

امتیازات تجاری

concessions policy

سیاست امتیازات

جملات نمونه

the company made several concessions during the negotiations.

شرکت در طول مذاکرات امتیازات متعددی داد.

he was willing to make concessions to reach an agreement.

او حاضر بود تا به توافق برسد امتیازاتی بدهد.

concessions are often necessary in business deals.

امتیازات اغلب در معاملات تجاری ضروری هستند.

they reached a compromise after both sides made concessions.

آنها پس از اینکه هر دو طرف امتیازاتی دادند، به مصالحه رسیدند.

making concessions can sometimes lead to better outcomes.

دادن امتیازات گاهی اوقات می تواند منجر به نتایج بهتری شود.

concessions can help to ease tensions in negotiations.

امتیازات می توانند به کاهش تنش ها در مذاکرات کمک کنند.

she offered concessions to satisfy the customer's demands.

او برای برآوردن خواسته های مشتری امتیازاتی ارائه کرد.

concessions are a crucial part of the peace process.

امتیازات بخش مهمی از فرآیند صلح هستند.

they were reluctant to make any concessions at first.

در ابتدا آنها در برابر دادن هرگونه امتیازی اکراه داشتند.

in negotiations, timing for concessions is very important.

در مذاکرات، زمانبندی دادن امتیازات بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید