concluders

[ایالات متحده]/[ˈkɒnˌkljuːdər]/
[بریتانیا]/[ˈkɑːnˌkluːdər]/

ترجمه

n. افرادی که کارها را به پایان می‌رسانند؛ کسانی که نتیجه‌گیری می‌کنند؛ افرادی که مسئولیت کشیدن نتیجه‌گیری یا تصمیم‌گیری نهایی را بر عهده دارند.
v. (کم‌استفاده) کسانی که نتیجه‌گیری می‌کنند.

جملات نمونه

in conclusion, the data strongly supports our hypothesis.

به طور خلاصه، داده‌ها به طور قوی از فرضیه ما پشتیبانی می‌کنند.

to sum up, the meeting was productive and we achieved our goals.

به طور خلاصه، جلسه مفید بود و ما به اهداف خود دست یافتیم.

in short, the project requires significant investment and careful planning.

به طور خلاصه، این پروژه به سرمایه‌گذاری قابل توجه و برنامه‌ریزی دقیق نیاز دارد.

to conclude, further research is needed to confirm these findings.

در پایان، برای تایید این یافته‌ها، تحقیقات بیشتری لازم است.

ultimately, the decision rests with the board of directors.

در نهایت، تصمیم با هیئت مدیره است.

in essence, the problem is a lack of communication between departments.

در اصل، مشکل فقدان ارتباط بین بخش‌ها است.

to be clear, the deadline is friday at 5:00 pm.

برای روشن شدن، مهلت مقرر جمعه ساعت 17:00 است.

in the final analysis, the benefits outweigh the risks.

در تحلیل نهایی، مزایا بر خطرات غلبه دارند.

to put it simply, we need to increase sales by 10%.

به زبان ساده، ما باید فروش را 10 درصد افزایش دهیم.

in a nutshell, the company's success depends on innovation.

به طور خلاصه، موفقیت شرکت به نوآوری بستگی دارد.

to be sure, this is a complex issue with no easy solutions.

مطمئناً، این یک مسئله پیچیده با راه حل‌های آسان نیست.

in the end, teamwork is essential for achieving success.

در نهایت، کار گروهی برای دستیابی به موفقیت ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید