condolatory

[ایالات متحده]/kənˈdɒləˌtəri/
[بریتانیا]/kənˈdoʊləˌtɔri/

ترجمه

adj. ابراز همدردی، به ویژه در پاسخ به مرگ کسی

عبارات و ترکیب‌ها

condolatory message

پیام تسلیت

condolatory note

یادداشت تسلیت

condolatory gesture

حرکتی تسلی‌بخش

condolatory remarks

اظهارات تسلی‌بخش

condolatory letter

نامه تسلیت

condolatory phone call

تماس تلفنی تسلی‌بخش

condolatory visit

بازدید تسلی‌بخش

condolatory support

حمایت تسلی‌بخش

condolatory words

کلمات تسلی‌بخش

condolatory expression

بیان تسلیت

جملات نمونه

the letter contained a condolatory message for the family.

نامه حاوی پیامی تسلی‌بخش برای خانواده بود.

she sent a condolatory card after the loss.

او پس از مرگ، کارت ترحیم فرستاد.

the condolatory remarks were appreciated by the grieving friends.

اظهارات تسلی‌بخش مورد قدردانی دوستان داغدار قرار گرفت.

he offered his condolatory words during the memorial service.

او در مراسم یادبود، کلمات تسلی‌بخش خود را بیان کرد.

the condolatory tone of her voice was comforting.

لحن تسلی‌بخش صدای او دلگرم‌کننده بود.

they held a condolatory gathering for the bereaved.

آنها برای داغدیدگان، جلسه ترحیم برگزار کردند.

his condolatory gesture was a sign of true friendship.

حرکت تسلی‌بخش او نشانه‌ای از دوستی واقعی بود.

many people expressed their condolatory feelings online.

بسیاری از مردم احساسات تسلی‌بخش خود را به صورت آنلاین بیان کردند.

the condolatory speech moved everyone in attendance.

سخنرانی تسلی‌بخش، همه حاضران را تحت تأثیر قرار داد.

she received many condolatory messages after the tragedy.

او پس از این حادثه، پیام‌های تسلی‌بخش زیادی دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید