condolatory message
پیام تسلیت
condolatory note
یادداشت تسلیت
condolatory gesture
حرکتی تسلیبخش
condolatory remarks
اظهارات تسلیبخش
condolatory letter
نامه تسلیت
condolatory phone call
تماس تلفنی تسلیبخش
condolatory visit
بازدید تسلیبخش
condolatory support
حمایت تسلیبخش
condolatory words
کلمات تسلیبخش
condolatory expression
بیان تسلیت
the letter contained a condolatory message for the family.
نامه حاوی پیامی تسلیبخش برای خانواده بود.
she sent a condolatory card after the loss.
او پس از مرگ، کارت ترحیم فرستاد.
the condolatory remarks were appreciated by the grieving friends.
اظهارات تسلیبخش مورد قدردانی دوستان داغدار قرار گرفت.
he offered his condolatory words during the memorial service.
او در مراسم یادبود، کلمات تسلیبخش خود را بیان کرد.
the condolatory tone of her voice was comforting.
لحن تسلیبخش صدای او دلگرمکننده بود.
they held a condolatory gathering for the bereaved.
آنها برای داغدیدگان، جلسه ترحیم برگزار کردند.
his condolatory gesture was a sign of true friendship.
حرکت تسلیبخش او نشانهای از دوستی واقعی بود.
many people expressed their condolatory feelings online.
بسیاری از مردم احساسات تسلیبخش خود را به صورت آنلاین بیان کردند.
the condolatory speech moved everyone in attendance.
سخنرانی تسلیبخش، همه حاضران را تحت تأثیر قرار داد.
she received many condolatory messages after the tragedy.
او پس از این حادثه، پیامهای تسلیبخش زیادی دریافت کرد.
condolatory message
پیام تسلیت
condolatory note
یادداشت تسلیت
condolatory gesture
حرکتی تسلیبخش
condolatory remarks
اظهارات تسلیبخش
condolatory letter
نامه تسلیت
condolatory phone call
تماس تلفنی تسلیبخش
condolatory visit
بازدید تسلیبخش
condolatory support
حمایت تسلیبخش
condolatory words
کلمات تسلیبخش
condolatory expression
بیان تسلیت
the letter contained a condolatory message for the family.
نامه حاوی پیامی تسلیبخش برای خانواده بود.
she sent a condolatory card after the loss.
او پس از مرگ، کارت ترحیم فرستاد.
the condolatory remarks were appreciated by the grieving friends.
اظهارات تسلیبخش مورد قدردانی دوستان داغدار قرار گرفت.
he offered his condolatory words during the memorial service.
او در مراسم یادبود، کلمات تسلیبخش خود را بیان کرد.
the condolatory tone of her voice was comforting.
لحن تسلیبخش صدای او دلگرمکننده بود.
they held a condolatory gathering for the bereaved.
آنها برای داغدیدگان، جلسه ترحیم برگزار کردند.
his condolatory gesture was a sign of true friendship.
حرکت تسلیبخش او نشانهای از دوستی واقعی بود.
many people expressed their condolatory feelings online.
بسیاری از مردم احساسات تسلیبخش خود را به صورت آنلاین بیان کردند.
the condolatory speech moved everyone in attendance.
سخنرانی تسلیبخش، همه حاضران را تحت تأثیر قرار داد.
she received many condolatory messages after the tragedy.
او پس از این حادثه، پیامهای تسلیبخش زیادی دریافت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید