sorrowful

[ایالات متحده]/'sɒrə(ʊ)fʊl/
[بریتانیا]/'sɑrofl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از غم یا اندوه
adv. به طرز غمگین یا سوگوار
n. احساس غم یا اندوه

جملات نمونه

with a sorrowful mien

با چهره‌ای غمگین

A funeral is a sorrowful occasion.

یک مراسم تشییع جنازه یک مناسبت غم انگیز است.

She looked sorrowful and dejected.

او غمگین و ناامید به نظر می رسید.

she looked at him with sorrowful eyes.

او با چشمان غمگین به او نگاه کرد.

the sorrowful news of his father's death.

خبر غم انگیز مرگ پدرش.

Hamlet is usually played as a sorrowful person who cannot make decisions or take action.

همت معمولاً به عنوان شخص غمگینی که نمی تواند تصمیم بگیرد یا عمل کند، بازی می شود.

For I have satiated the weary soul, and I have replenished every sorrowful soul. Sebab Aku akan membuat segar orang yang lelah, dan setiap orang yang merana akan Kubuat puas.""

زیرا من روح خسته را سیر کرده ام و هر روح غمگین را پر کرده ام. Sebab Aku akan membuat segar orang yang lelah, dan setiap orang yang merana akan Kubuat puas.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید