conductors

[ایالات متحده]/kənˈdʌktəz/
[بریتانیا]/kənˈdʌktərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موادی که اجازه عبور برق را می‌دهند؛ بلیط‌فروشان؛ رهبران یک ارکستر؛ لوله‌ها یا لوله‌هایی که مایعات را حمل می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

electric conductors

رساناهای الکتریکی

thermal conductors

رساناهای حرارتی

metal conductors

رساناهای فلزی

superconducting conductors

رساناهای ابررسانا

conductors' properties

خواص رساناها

optical conductors

رساناهای نوری

conductors and insulators

رساناها و عایق‌ها

conductors in circuits

رساناها در مدارهای الکتریکی

conductors for electricity

رساناهای جریان برق

conductors of heat

رساناهای گرما

جملات نمونه

electric conductors are essential for transmitting power.

رساناهای الکتریکی برای انتقال نیرو ضروری هستند.

we need to test the conductors for any damage.

ما باید رساناها را برای هرگونه آسیب بررسی کنیم.

good conductors can reduce energy loss in circuits.

رساناهای خوب می‌توانند تلفات انرژی را در مدارها کاهش دهند.

conductors play a vital role in electrical engineering.

رساناها نقش حیاتی در مهندسی برق ایفا می‌کنند.

some materials are better conductors than others.

برخی مواد رسانای بهتری نسبت به سایرین هستند.

we are studying the properties of different conductors.

ما در حال بررسی خواص رساناهای مختلف هستیم.

conductors can be made from various metals.

رساناها را می‌توان از فلزات مختلف ساخت.

understanding conductors is important for electricians.

درک رساناها برای برقکاران مهم است.

superconductors have zero resistance at low temperatures.

ابررساناها در دمای پایین مقاومت صفر دارند.

we will replace the damaged conductors in the system.

ما رساناهای آسیب‌دیده را در سیستم جایگزین خواهیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید