cut the wires
برش دادن سیمها
live wires
سیمهای برقدار
crossed wires
سیمهای متقاطع
check the wires
بررسی سیمها
faulty wires
سیمهای معیوب
running wires
کشیدن سیمها
tangled wires
سیمهای گرهخورده
insulate wires
عایقکاری سیمها
hidden wires
سیمهای پنهان
the electrician checked the wires for any damage.
متصدی برق سیمها را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.
we crossed the wires accidentally while installing the new system.
ما به طور تصادفی سیمها را در حین نصب سیستم جدید متقاطع کردیم.
the phone lines were down due to damaged wires.
به دلیل آسیب دیدگی سیمها، خطوط تلفن از کار افتاده بودند.
he carefully stripped the wires before connecting them.
او قبل از اتصال آنها، سیمها را با دقت لخت کرد.
the wires sparked, indicating a short circuit.
سیمها جرقه زدند که نشان دهنده اتصال کوتاه بود.
they ran the wires through the wall to hide them.
آنها سیمها را از داخل دیوار عبور دادند تا آنها را پنهان کنند.
the security system uses wires to detect movement.
سیستم امنیتی از سیمها برای تشخیص حرکت استفاده میکند.
she cut the wires to disable the alarm.
او سیمها را برید تا آلارم را غیرفعال کند.
he insulated the wires to prevent electrical shock.
او سیمها را عایقبندی کرد تا از برق گرفتگی جلوگیری کند.
the tangled wires made it difficult to work.
سیمهای درهمریخته کار را دشوار میکردند.
they connected the wires to the amplifier.
آنها سیمها را به تقویتکننده متصل کردند.
the old house had exposed wires throughout.
خانه قدیمی در سراسر سیمهای لخت داشت.
cut the wires
برش دادن سیمها
live wires
سیمهای برقدار
crossed wires
سیمهای متقاطع
check the wires
بررسی سیمها
faulty wires
سیمهای معیوب
running wires
کشیدن سیمها
tangled wires
سیمهای گرهخورده
insulate wires
عایقکاری سیمها
hidden wires
سیمهای پنهان
the electrician checked the wires for any damage.
متصدی برق سیمها را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.
we crossed the wires accidentally while installing the new system.
ما به طور تصادفی سیمها را در حین نصب سیستم جدید متقاطع کردیم.
the phone lines were down due to damaged wires.
به دلیل آسیب دیدگی سیمها، خطوط تلفن از کار افتاده بودند.
he carefully stripped the wires before connecting them.
او قبل از اتصال آنها، سیمها را با دقت لخت کرد.
the wires sparked, indicating a short circuit.
سیمها جرقه زدند که نشان دهنده اتصال کوتاه بود.
they ran the wires through the wall to hide them.
آنها سیمها را از داخل دیوار عبور دادند تا آنها را پنهان کنند.
the security system uses wires to detect movement.
سیستم امنیتی از سیمها برای تشخیص حرکت استفاده میکند.
she cut the wires to disable the alarm.
او سیمها را برید تا آلارم را غیرفعال کند.
he insulated the wires to prevent electrical shock.
او سیمها را عایقبندی کرد تا از برق گرفتگی جلوگیری کند.
the tangled wires made it difficult to work.
سیمهای درهمریخته کار را دشوار میکردند.
they connected the wires to the amplifier.
آنها سیمها را به تقویتکننده متصل کردند.
the old house had exposed wires throughout.
خانه قدیمی در سراسر سیمهای لخت داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید