conferring

[ایالات متحده]/kənˈfɜːrɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈfɜrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بحث یا مشورت؛ عمل اعطا یا بخشش

عبارات و ترکیب‌ها

conferring benefits

ارائه منافع

conferring authority

اعطای اختیار

conferring powers

اعطای قدرت

conferring status

اعطای وضعیت

conferring rights

اعطای حقوق

conferring titles

اعطای عناوین

conferring honors

اعطای افتخارات

conferring legitimacy

اعطای مشروعیت

conferring recognition

اعطای شناخت

conferring privileges

اعطای امتیازات

جملات نمونه

conferring with experts can lead to better decisions.

مشورت با متخصصان می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری بهتر شود.

the committee is conferring on the new policy changes.

کمیته در مورد تغییرات جدید سیاست مشورت می‌کند.

she spent hours conferring with her colleagues about the project.

او ساعت‌ها با همکاران خود در مورد پروژه مشورت کرد.

conferring degrees is a significant part of the university's role.

ارائه مدارک تحصیلی بخش مهمی از نقش دانشگاه است.

they are conferring about the best approach to the problem.

آنها در مورد بهترین روش برای حل مشکل مشورت می‌کنند.

he was conferring with his advisors before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری با مشاوران خود مشورت کرد.

conferring with stakeholders is crucial for project success.

مشورت با ذینفعان برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.

the leaders are conferring on strategies for the upcoming election.

رهبران در مورد استراتژی‌های انتخابات آینده مشورت می‌کنند.

she enjoys conferring with her friends about their future plans.

او از مشورت با دوستانش در مورد برنامه‌های آینده‌شان لذت می‌برد.

conferring authority can help streamline the decision-making process.

واگذاری اختیار می‌تواند به ساده‌سازی فرآیند تصمیم‌گیری کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید