confirmations

[ایالات متحده]/ˌkɒnfəˈmeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌkɑːnfərˈmeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدرک یا شواهدی که چیزی را تأیید می‌کند؛ عمل تأیید چیزی؛ در مسیحیت، یک آیین تأیید

عبارات و ترکیب‌ها

email confirmations

تاییدیه ایمیل

booking confirmations

تاییدیه رزرو

order confirmations

تاییدیه سفارش

reservation confirmations

تاییدیه اقامتگاه

payment confirmations

تاییدیه پرداخت

confirmation emails

ایمیل‌های تاییدیه

confirmation messages

پیام‌های تاییدیه

confirmation codes

کدهای تاییدیه

confirmation receipts

رسیدهای تاییدیه

confirmation alerts

هشدارها/اعلان‌های تاییدیه

جملات نمونه

we received several confirmations for the meeting.

ما چندین تاییدیه برای جلسه دریافت کردیم.

all confirmations must be sent by the end of the day.

همه تاییدیه ها باید تا پایان روز ارسال شوند.

can you send me the confirmations for the bookings?

آیا می توانید تاییدیه ها را برای رزروها برای من ارسال کنید؟

we need to check the confirmations before proceeding.

ما باید قبل از ادامه بررسی تاییدیه ها را انجام دهیم.

her email contained all the necessary confirmations.

ایمیل او شامل تمام تاییدیه های لازم بود.

they are waiting for confirmations from all participants.

آنها منتظر تاییدیه از همه شرکت کنندگان هستند.

he asked for confirmations regarding the schedule.

او درخواست تاییدیه در مورد برنامه را کرد.

we have received confirmations from the suppliers.

ما تاییدیه هایی از تامین کنندگان دریافت کرده ایم.

make sure to save all confirmations for future reference.

مطمئن شوید که همه تاییدیه ها را برای مراجعات بعدی ذخیره کنید.

there were no confirmations for the last-minute changes.

هیچ تاییدیه ای برای تغییرات دقیقه آخر وجود نداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید