confluences

[ایالات متحده]/ˈkɒnfluːənsɪz/
[بریتانیا]/ˈkɑnfluənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (محل‌هایی که رودخانه‌ها به هم می‌رسند)؛ (محل‌هایی که چیزها به هم می‌پیوندند)؛ (ادغام رویدادها یا ایده‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

cultural confluences

همگرایی‌های فرهنگی

river confluences

همگرایی رودخانه‌ها

confluences of ideas

همگرایی ایده‌ها

social confluences

همگرایی‌های اجتماعی

economic confluences

همگرایی‌های اقتصادی

confluences of cultures

همگرایی فرهنگ‌ها

historical confluences

همگرایی‌های تاریخی

confluences of rivers

همگرایی رودخانه‌ها

confluences of trends

همگرایی روندها

confluences in nature

همگرایی در طبیعت

جملات نمونه

the confluences of rivers create beautiful landscapes.

همگرایی رودخانه ها مناظر زیبایی ایجاد می کند.

understanding the confluences of different cultures is essential.

درک همگرایی فرهنگ های مختلف ضروری است.

the confluences of ideas can lead to innovation.

همگرایی ایده ها می تواند منجر به نوآوری شود.

scientists study the confluences of various ecosystems.

دانشمندان اکوسیستم های مختلف را مطالعه می کنند.

the confluences of music styles create unique sounds.

همگرایی سبک های موسیقی صداهای منحصر به فرد ایجاد می کند.

artists often explore the confluences of visual art and performance.

هنرمندان اغلب همگرایی هنر بصری و اجرا را بررسی می کنند.

the confluences of technology and education are transforming learning.

همگرایی فناوری و آموزش در حال متحول کردن یادگیری است.

confluences of different opinions can enrich discussions.

همگرایی نظرات مختلف می تواند بحث ها را غنی کند.

the confluences of social movements have shaped modern history.

همگرایی جنبش های اجتماعی شکل دهنده تاریخ مدرن بوده است.

exploring the confluences of science and art can inspire creativity.

بررسی همگرایی علم و هنر می تواند الهام بخش خلاقیت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید