conformists

[ایالات متحده]/kənˈfɔːmɪsts/
[بریتانیا]/kənˈfɔrmɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به رفتارهای پذیرفته شده یا شیوه‌های تثبیت شده conform می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

strict conformists

افراد مطیع و سخت‌گیر

conformists group

گروه مطبوع

conformists behavior

رفتار مطبوع

conformists mindset

نگرش مطبوع

conformists culture

فرهنگ مطبوع

conformists pressure

فشار مطبوع

conformists ideals

آرمان‌های مطبوع

conformists society

جامعه مطبوع

conformists values

ارزش‌های مطبوع

conformists traits

ویژگی‌های مطبوع

جملات نمونه

conformists often follow trends without questioning them.

افراد مطیع اغلب بدون زیر سوال درآوردن، دنبال ترندها می‌روند.

in a society of conformists, individuality can be stifled.

در یک جامعه از افراد مطیع، فردیت ممکن است سرکوب شود.

conformists tend to prioritize group harmony over personal beliefs.

افراد مطیع معمولاً هماهنگی گروه را بر باورهای شخصی ترجیح می‌دهند.

many conformists fear standing out from the crowd.

بسیاری از افراد مطیع از برجسته شدن در جمع می‌ترسند.

conformists may miss out on unique opportunities.

افراد مطیع ممکن است فرصت‌های منحصربه‌فرد را از دست بدهند.

being a conformist can limit one's creativity.

افراد مطبوع بودن می‌تواند خلاقیت یک فرد را محدود کند.

conformists often seek validation from their peers.

افراد مطیع اغلب به دنبال تایید از همسالان خود هستند.

conformists usually avoid confrontation to maintain peace.

افراد مطیع معمولاً برای حفظ آرامش از رویارویی اجتناب می‌کنند.

some people believe that conformists lack critical thinking skills.

برخی افراد معتقدند که افراد مطیع فاقد مهارت‌های تفکر انتقادی هستند.

in a world of conformists, innovation can be rare.

در دنیایی پر از افراد مطیع، نوآوری می‌تواند نادر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید