conventionalists

[ایالات متحده]/[kənˈvɛnʃənəlɪst]/
[بریتانیا]/[kənˈvɛnʃənəlɪst]/

ترجمه

n. شخصی که به شدت به آداب و رسوم یا سنت‌های مستقر پایبند است؛ شخصی که از هنجارها حمایت یا دفاع می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

conventionalists challenge

چالش‌های سنتی‌گرایان

are conventionalists needed?

آیا به سنتی‌گرایان نیاز است؟

conventionalists' views

دیدگاه‌های سنتی‌گرایان

conventionalists maintain

سنتی‌گرایان حفظ می‌کنند

becoming conventionalists

تبدیل شدن به سنتی‌گرایان

conventionalist society

جامعه سنتی‌گرا

conventionalists argue

سنتی‌گرایان استدلال می‌کنند

conventionalists' role

نقش سنتی‌گرایان

conventionalist thinking

تفکر سنتی‌گرایانه

conventionalists resist

سنتی‌گرایان مقاومت می‌کنند

جملات نمونه

the conventionalists fiercely debated the new proposal, clinging to established norms.

طرفدارانِ روش‌های سنتی به شدت در مورد پیشنهاد جدید بحث کردند و به هنجارهای تثبیت‌شده چسبیدند.

many conventionalists resist change, preferring the comfort of familiar routines.

بسیاری از طرفدارانِ روش‌های سنتی تغییر را نمی‌پذیرند و ترجیح می‌دهند از آسایشِ روال‌های آشنا لذت ببرند.

he criticized the conventionalists for their rigid adherence to outdated practices.

او منتقدان روش‌های سنتی بود به خاطر پایبندیِ سخت‌گیرانه‌شان به شیوه‌های قدیمی‌دواته.

the company's conventionalists within the marketing team opposed the innovative campaign.

طرفدارانِ روش‌های سنتیِ شرکت در تیم بازاریابی با کمپین نوآورانه مخالفت کردند.

conventionalists often value stability and predictability over risk and innovation.

طرفدارانِ روش‌های سنتی اغلب ثبات و پیش‌بینی‌پذیری را بر خطر و نوآوری ترجیح می‌دهند.

she found the conventionalists’ unwavering belief in tradition somewhat stifling.

او باور непоколебиеِ طرفدارانِ روش‌های سنتی به سنت را تا حدودی خفقان‌آور می‌یافت.

the debate highlighted a divide between conventionalists and those embracing modern approaches.

این بحث بر شکاف بین طرفدارانِ روش‌های سنتی و کسانی که رویکردهای مدرن را می‌پذیرند، تأکید کرد.

conventionalists in the legal profession often prioritize precedent and established case law.

طرفدارانِ روش‌های سنتی در حرفه حقوقی اغلب اولویت را به سابقه و قوانین قضاییِ تثبیت‌شده می‌دهند.

the professor challenged the conventionalists in his class to think outside the box.

این استاد از طرفدارانِ روش‌های سنتی در کلاسش خواست که خارج از چارچوب فکر کنند.

despite their reservations, the conventionalists eventually agreed to a compromise.

با وجود تحفظاتشان، طرفدارانِ روش‌های سنتی در نهایت با سازش موافقت کردند.

he labeled the group as stubborn conventionalists unwilling to adapt to new circumstances.

او این گروه را به عنوان طرفدارانِ روش‌های سنتیِ سرسخت توصیف کرد که تمایلی به انطباق با شرایط جدید ندارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید