compliers

[ایالات متحده]/kəmˈplaɪəz/
[بریتانیا]/kəmˈplaɪɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که دستورات یا دستورالعمل‌ها را رعایت می‌کنند؛ کسانی که به دستورات داده شده عمل می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

industry compliers

واحد تولیدکننده صنعتی

جملات نمونه

the study examined why some participants became early compliers while others refused to follow the protocol.

این مطالعه به دلیل اینکه چرا برخی از شرکا به سرعت به پاییز می‌پردازند در حالی که دیگران از دنبال کردن پروتکل خودداری می‌کنند، بررسی شد.

researchers found that the non-compliers were more likely to drop out of the clinical trial.

پژوهشگران پیدا کردند که افراد غیر پاییز بیشتر احتمال دارد از آزمایش بالینی خارج شوند.

compliance rates improved significantly after the program addressed the concerns of reluctant compliers.

نرخ پاییز پس از اینکه برنامه نگرانی‌های افراد پاییز متردد را برطرف کرد، به طور قابل توجهی بهبود یافت.

the survey identified three distinct groups: enthusiastic compliers, passive compliers, and consistent non-compliers.

این پرسش‌نامه سه گروه متمایز را شناسایی کرد: پاییز‌های خوشحال، پاییز‌های فعال و غیر پاییز‌های ثابت.

understanding the motivations of compliers can help design more effective intervention strategies.

درک دلایل پاییز‌های می‌تواند به طراحی استراتژی‌های مداخله‌ای مؤثرتر کمک کند.

the program administrators monitored complier behavior throughout the six-month implementation period.

مدیران برنامه رفتار پاییز‌ها را در طول دوره اجرا شش ماهه نظارت می‌کردند.

late compliers often require additional reminders and personalized support to maintain their participation.

پاییز‌های دیرکرد معمولاً نیاز به یادآوری‌های اضافی و حمایت شخصیزه شده برای حفظ شرکت خود دارند.

statistical analysis revealed that age and education level were significant predictors of complier status.

تحلیل آماری نشان داد که سن و سطح تحصیلات عوامل پیش‌بینی‌کننده معنی‌داری از وضعیت پاییز هستند.

the experimental design controlled for variables that might influence whether participants became compliers.

طراحی آزمایشی متغیرهایی را کنترل می‌کرد که ممکن است تأثیر بگذارند که شرکا به پاییز تبدیل شوند یا خیر.

compliant patients, or compliers, showed better health outcomes compared to those who ignored medical advice.

بیماران پاییز، یا پاییز‌ها، نتایج بهتری از نظر سلامت نسبت به افرادی که نصیحت‌های پزشکی را نادیده گرفتند، نشان دادند.

researchers used propensity score matching to compare outcomes between compliers and non-compliers.

پژوهشگران از تطبیق امتیاز تمایل برای مقایسه نتایج بین پاییز‌ها و غیر پاییز‌ها استفاده کردند.

the compliance officer identified patterns among the compliers that could be replicated in other programs.

معاون پاییز الگوهایی را بین پاییز‌ها شناسایی کرد که می‌توانند در برنامه‌های دیگر تکرار شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید