nonconformists

[ایالات متحده]/ˌnɒnkənˈfɔːmɪsts/
[بریتانیا]/ˌnɑnkənˈfɔrmɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای یک گروه مذهبی که با کلیسای مستقر مطابقت ندارند؛ افرادی که با آداب یا هنجارهای مستقر مطابقت ندارند

عبارات و ترکیب‌ها

nonconformists unite

متکبران متحد شوند

nonconformists thrive

متکبران رونق یابند

nonconformists welcome

متکبران استقبال کنند

nonconformists challenge

متکبران به چالش بکشند

nonconformists inspire

متکبران الهام بخشند

nonconformists lead

متکبران رهبری کنند

nonconformists create

متکبران ایجاد کنند

nonconformists express

متکبران بیان کنند

nonconformists rebel

متکبران شورشی باشند

nonconformists innovate

متکبران نوآوری کنند

جملات نمونه

nonconformists often challenge societal norms.

غَیرانَظردهندگان اغلب هنجارهای جامعه را به چالش می‌کشند.

many nonconformists find inspiration in art.

بسیاری از غَیرانَظردهندگان الهام خود را در هنر می‌یابند.

nonconformists can drive innovation and change.

غَیرانَظردهندگان می‌توانند نوآوری و تغییر را پیش برانند.

being a nonconformist requires courage.

غَیرانَظردهنده بودن به شجاعت نیاز دارد.

nonconformists often express their individuality.

غَیرانَظردهندگان اغلب فردیت خود را بیان می‌کنند.

nonconformists may feel isolated in a conformist society.

غَیرانَظردهندگان ممکن است در یک جامعه همگون احساس انزوا کنند.

some nonconformists become influential leaders.

برخی از غَیرانَظردهندگان به رهبران تأثیرگذار تبدیل می‌شوند.

nonconformists often seek alternative lifestyles.

غَیرانَظردهندگان اغلب به دنبال سبک‌های زندگی جایگزین هستند.

nonconformists can inspire others to think differently.

غَیرانَظردهندگان می‌توانند دیگران را به تفکّر متفاوت تشویق کنند.

many nonconformists advocate for social justice.

بسیاری از غَیرانَظردهندگان از عدالت اجتماعی حمایت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید