congruent

[ایالات متحده]/ˈkɒŋɡruənt/
[بریتانیا]/ˈkɑːŋɡruənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. یکسان در شکل؛ در توافق؛ هماهنگ.

عبارات و ترکیب‌ها

congruent angles

زاویه‌های هم‌اندازه

congruent triangles

مثلث‌های هم‌اندازه

congruent sides

اضلاع هم‌اندازه

congruent shapes

اشکال هم‌اندازه

جملات نمونه

All of these are congruent triangles.

همه اینها مثلث‌های هم‌اندازه هستند.

the rules may not be congruent with the requirements of the law.

قوانین ممکن است با الزامات قانون همخوانی نداشته باشند.

13 and 28 are congruent modulo 5. 13

13 و 28 به پیمانه 5 هم‌اندازه هستند. 13

18 is congruent to 42 modulo 12 because both 18 and 42 leave 6 as a remainder when divided by 12.

18 به پیمانه 12 با 42 هم‌اندازه است زیرا هم 18 و هم 42 وقتی بر 12 تقسیم می‌شوند، باقیمانده 6 را به جا می‌گذارند.

The results replicated the affective priming effect, which showed that responses to affectively congruent trials were faster than affectively incongruent trials under each SOA condition.

نتایج، اثر تحریک اولیه عاطفی را تکرار کردند که نشان داد پاسخ‌ها به آزمایش‌های هم‌راستا با عاطفه در هر شرایط SOA سریع‌تر از آزمایش‌های ناهم‌راستا با عاطفه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید