| قسمت سوم فعل | conspired |
| صفت یا فعل حال استمراری | conspiring |
| شکل سوم شخص مفرد | conspires |
| زمان گذشته | conspired |
| جمع | conspires |
conspire to ruin sb.
برای نابودی او توطئهچینیدند.
they conspired against him.
آنها علیه او توطئهچینیدند.
everything conspires to exacerbate the situation.
هر چیزی برای تشدید وضعیت توطئهچینیده است.
The criminals conspired to rob a bank.
جنایتکاران برای سرقت از بانک توطئهچینیدند.
factors that conspired to delay the project.
عواملی که برای به تاخیر انداختن پروژه توطئهچینیدند.
Bad weather and car trouble conspired to ruin our vacation.
آب و هوای نامناسب و مشکلات خودرو باعث شد تعطیلات ما خراب شود.
They conspired to bring about the meeting of the two people.
آنها برای فراهم کردن ملاقات دو نفر توطئهچینیدند.
All things conspired towards the present dilemma.
همه چیز به سمت این مشکل فعلی توطئهچینید.
Events conspired to produce great difficulties for us.
واقعهها به گونهای پیش رفتند که مشکلات بزرگی برای ما ایجاد شد.
The bad weather conspired with the car trouble to make a mess of my holyday.
آب و هوای نامناسب و مشکلات خودرو تعطیلات من را به هم ریخت.
But the proles, if only they could somehow become conscious of their own strength, would have no need to conspire .
اما اگر پرولترها میتوانستند به نوعی از قدرت خود آگاه شوند، نیازی به توطئهچینی نخواهند داشت.
conspire to ruin sb.
برای نابودی او توطئهچینیدند.
they conspired against him.
آنها علیه او توطئهچینیدند.
everything conspires to exacerbate the situation.
هر چیزی برای تشدید وضعیت توطئهچینیده است.
The criminals conspired to rob a bank.
جنایتکاران برای سرقت از بانک توطئهچینیدند.
factors that conspired to delay the project.
عواملی که برای به تاخیر انداختن پروژه توطئهچینیدند.
Bad weather and car trouble conspired to ruin our vacation.
آب و هوای نامناسب و مشکلات خودرو باعث شد تعطیلات ما خراب شود.
They conspired to bring about the meeting of the two people.
آنها برای فراهم کردن ملاقات دو نفر توطئهچینیدند.
All things conspired towards the present dilemma.
همه چیز به سمت این مشکل فعلی توطئهچینید.
Events conspired to produce great difficulties for us.
واقعهها به گونهای پیش رفتند که مشکلات بزرگی برای ما ایجاد شد.
The bad weather conspired with the car trouble to make a mess of my holyday.
آب و هوای نامناسب و مشکلات خودرو تعطیلات من را به هم ریخت.
But the proles, if only they could somehow become conscious of their own strength, would have no need to conspire .
اما اگر پرولترها میتوانستند به نوعی از قدرت خود آگاه شوند، نیازی به توطئهچینی نخواهند داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید