continuities

[ایالات متحده]/ˌkɒntɪˈnjuːɪtiz/
[بریتانیا]/ˌkɑːntɪˈnuːɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی مداوم بودن؛ ارتباطات منطقی؛ پیوستگی ریاضی؛ ثبات در لباس یا اشیاء در صحنه‌های فیلم یا تلویزیون

عبارات و ترکیب‌ها

cultural continuities

استمرار فرهنگی

historical continuities

استمرار تاریخی

social continuities

استمرار اجتماعی

narrative continuities

استمرار روایی

thematic continuities

استمرار موضوعی

structural continuities

استمرار ساختاری

economic continuities

استمرار اقتصادی

environmental continuities

استمرار زیست محیطی

artistic continuities

استمرار هنری

linguistic continuities

استمرار زبانی

جملات نمونه

there are continuities in the themes of his work.

در مضامین آثار او، پیوستگی‌هایی وجود دارد.

we must examine the continuities between the two cultures.

ما باید پیوستگی بین دو فرهنگ را بررسی کنیم.

continuities in history help us understand the present.

پیوستگی در تاریخ به ما کمک می کند تا زمان حال را درک کنیم.

she noticed the continuities in their relationships over the years.

او پیوستگی در روابط آنها را در طول سالها متوجه شد.

the artist explores the continuities of life and death.

هنرمند به بررسی پیوستگی زندگی و مرگ می پردازد.

continuities in language can reflect cultural identity.

پیوستگی در زبان می تواند بازتابی از هویت فرهنگی باشد.

the study highlights the continuities in migration patterns.

این مطالعه بر پیوستگی در الگوهای مهاجرت تأکید دارد.

understanding the continuities in education is essential for improvement.

درک پیوستگی در آموزش برای بهبود ضروری است.

there are clear continuities in the evolution of technology.

پیوستگی های آشکاری در تکامل فناوری وجود دارد.

continuities in social practices can influence policy making.

پیوستگی در شیوه های اجتماعی می تواند بر تصمیم گیری سیاست گذاری تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید