discontinuities

[ایالات متحده]/ˌdɪskɒn.tɪˈnjuː.ɪ.tiz/
[بریتانیا]/ˌdɪs.kənˈtɪn.juː.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت عدم پیوستگی؛ وقفه‌ها یا شکست‌ها در یک فرآیند

عبارات و ترکیب‌ها

data discontinuities

ناپیوستگی‌های داده

discontinuities analysis

تجزیه و تحلیل ناپیوستگی‌ها

identify discontinuities

شناسایی ناپیوستگی‌ها

discontinuities detection

تشخیص ناپیوستگی‌ها

model discontinuities

ناپیوستگی‌های مدل

discontinuities mapping

نگاشت ناپیوستگی‌ها

address discontinuities

رسیدگی به ناپیوستگی‌ها

discontinuities assessment

ارزیابی ناپیوستگی‌ها

discontinuities effects

اثرات ناپیوستگی‌ها

discontinuities modeling

مدل‌سازی ناپیوستگی‌ها

جملات نمونه

there are several discontinuities in the data set.

چندین قطعی بودن در مجموعه داده وجود دارد.

we must address the discontinuities in our workflow.

ما باید به قطعی بودن در گردش کار خود رسیدگی کنیم.

discontinuities in the market can lead to unexpected outcomes.

قطعی بودن در بازار می تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.

understanding discontinuities is crucial for effective analysis.

درک قطعی بودن برای تجزیه و تحلیل موثر بسیار مهم است.

there are discontinuities in the geological layers.

چندین قطعی بودن در لایه های زمین شناسی وجود دارد.

we observed discontinuities in the temperature readings.

ما قطعی بودن را در قرائت دما مشاهده کردیم.

discontinuities can indicate significant changes in trends.

قطعی بودن می تواند نشان دهنده تغییرات قابل توجه در روندها باشد.

the model failed to account for discontinuities in the process.

مدل نتوانست قطعی بودن را در فرآیند در نظر بگیرد.

identifying discontinuities helps improve system reliability.

شناسایی قطعی بودن به بهبود قابلیت اطمینان سیستم کمک می کند.

discontinuities in communication can lead to misunderstandings.

قطعی بودن در ارتباطات می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

there are significant discontinuities in the data set.

چندین قطعی بودن مهم در مجموعه داده وجود دارد.

we need to address the discontinuities in the project timeline.

ما باید به قطعی بودن در جدول زمانی پروژه رسیدگی کنیم.

discontinuities in the market can lead to unexpected challenges.

قطعی بودن در بازار می تواند منجر به چالش های غیرمنتظره شود.

the engineer identified several discontinuities in the material.

مهندس چندین قطعی بودن در ماده شناسایی کرد.

discontinuities in communication can create misunderstandings.

قطعی بودن در ارتباطات می تواند سوء تفاهم ایجاد کند.

discontinuities in the landscape can affect wildlife habitats.

قطعی بودن در منظره می تواند بر زیستگاه های حیات وحش تأثیر بگذارد.

understanding the discontinuities in the theory is crucial.

درک قطعی بودن در نظریه بسیار مهم است.

there are discontinuities in the narrative that confuse the reader.

چندین قطعی بودن در روایت وجود دارد که خواننده را گیج می کند.

discontinuities in the supply chain can disrupt production.

قطعی بودن در زنجیره تامین می تواند تولید را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید