contrasts

[ایالات متحده]/ˈkɒntrɑːsts/
[بریتانیا]/ˈkɑːntræsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تفاوت‌ها یا مقایسه‌ها بین چیزها
v. نشان دادن تفاوت‌های قابل توجه هنگام مقایسه

عبارات و ترکیب‌ها

sharp contrasts

تضادهای شدید

color contrasts

تضاد رنگ

light contrasts

تضاد نور

cultural contrasts

تضادهای فرهنگی

strong contrasts

تضادهای قوی

visual contrasts

تضادهای بصری

textural contrasts

تضادهای بافتی

dramatic contrasts

تضادهای دراماتیک

subtle contrasts

تضادهای ظریف

emotional contrasts

تضادهای احساسی

جملات نمونه

the painting contrasts light and dark colors beautifully.

نقاشی به زیبایی رنگ‌های روشن و تیره را با هم مقایسه می‌کند.

her calm demeanor contrasts sharply with his anxious behavior.

رفتار آرام او با رفتار مضطرب او تفاوت چشمگیری دارد.

this novel contrasts the lives of the rich and the poor.

این رمان زندگی ثروتمندان و فقرا را با هم مقایسه می‌کند.

the study contrasts urban and rural education systems.

این مطالعه سیستم‌های آموزشی شهری و روستایی را با هم مقایسه می‌کند.

her cheerful attitude contrasts with the gloomy weather.

حالت شاد او با آب و هوای دلگیر متناقض است.

this report contrasts the benefits and drawbacks of the new policy.

این گزارش مزایا و معایب سیاست جدید را با هم مقایسه می‌کند.

the film contrasts different cultural perspectives on love.

این فیلم دیدگاه‌های فرهنگی مختلف در مورد عشق را با هم مقایسه می‌کند.

the designer's new collection contrasts modern and vintage styles.

کلکسیون جدید طراح، سبک‌های مدرن و قدیمی را با هم مقایسه می‌کند.

the article contrasts various approaches to climate change.

این مقاله رویکردهای مختلف در مورد تغییرات آب و هوایی را با هم مقایسه می‌کند.

the teacher contrasts theoretical knowledge with practical experience.

معلم دانش نظری را با تجربه عملی مقایسه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید