contravene

[ایالات متحده]/ˌkɒntrəˈviːn/
[بریتانیا]/ˌkɑːntrəˈviːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

نقض کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریcontravening
زمان گذشتهcontravened
شکل سوم شخص مفردcontravenes
قسمت سوم فعلcontravened

عبارات و ترکیب‌ها

contravene laws

نقض قوانین

contravene regulations

نقض مقررات

contravene agreements

نقض توافقات

جملات نمونه

contravene a direct order.

نقض یک دستور مستقیم.

he contravened the Official Secrets Act.

او قانون محرمانگی رسمی را نقض کرد.

contravened the proposal.See Synonyms at deny

پیشنهاد را نقض کرد.برای یافتن مترادف‌ها، به بخش 'رد کردن' مراجعه کنید.

The moves contravene the peace plan agreed by both sides.

این اقدامات مغایر با طرح صلح مورد توافق دو طرف است.

to contravene the law

نقض قانون

his actions contravene company policy

اقدامات او مغایر با سیاست شرکت است.

to contravene a rule

نقض یک قانون

the decision contravened the terms of the agreement

تصمیم مغایر با شرایط توافق بود.

to contravene human rights

نقض حقوق بشر

the new policy contravenes our freedom of speech

سیاست جدید مغایر با آزادی بیان ما است.

to contravene a court order

نقض دستور دادگاه

the action contravened ethical standards

این اقدام مغایر با استانداردهای اخلاقی بود.

to contravene a contract

نقض قرارداد

the company's actions contravene environmental regulations

اقدامات شرکت مغایر با مقررات زیست محیطی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید