contravenes laws
نقض قوانین
contravenes regulations
نقض مقررات
contravenes policy
نقض سیاست
contravenes guidelines
نقض دستورالعملها
contravenes rules
نقض قوانین
contravenes agreements
نقض توافقات
contravenes standards
نقض استانداردها
contravenes terms
نقض شرایط
contravenes contract
نقض قرارداد
the new policy contravenes existing regulations.
این سیاست جدید برخلاف مقررات موجود است.
his actions contravene the principles of fairness.
اقدامات او با اصول انصاف مغایرت دارد.
the construction project contravenes local zoning laws.
پروژه ساخت و ساز با قوانین منطقه بندی محلی مغایرت دارد.
ignoring safety protocols contravenes company policy.
نادیده گرفتن پروتکلهای ایمنی مغایر با سیاست شرکت است.
her remarks contravene the code of conduct.
اظهارات او با کد رفتار مغایرت دارد.
violating copyright laws contravenes ethical standards.
نقض قوانین حق چاپ مغایر با استانداردهای اخلاقی است.
the contract contravenes international agreements.
قرارداد با توافقنامه های بین المللی مغایرت دارد.
his behavior contravenes the team's rules.
رفتار او با قوانین تیم مغایرت دارد.
failure to comply contravenes the law.
عدم رعایت قوانین مغایر با قانون است.
such practices contravene ethical business guidelines.
چنین روشهایی مغایر با دستورالعملهای اخلاقی کسب و کار است.
contravenes laws
نقض قوانین
contravenes regulations
نقض مقررات
contravenes policy
نقض سیاست
contravenes guidelines
نقض دستورالعملها
contravenes rules
نقض قوانین
contravenes agreements
نقض توافقات
contravenes standards
نقض استانداردها
contravenes terms
نقض شرایط
contravenes contract
نقض قرارداد
the new policy contravenes existing regulations.
این سیاست جدید برخلاف مقررات موجود است.
his actions contravene the principles of fairness.
اقدامات او با اصول انصاف مغایرت دارد.
the construction project contravenes local zoning laws.
پروژه ساخت و ساز با قوانین منطقه بندی محلی مغایرت دارد.
ignoring safety protocols contravenes company policy.
نادیده گرفتن پروتکلهای ایمنی مغایر با سیاست شرکت است.
her remarks contravene the code of conduct.
اظهارات او با کد رفتار مغایرت دارد.
violating copyright laws contravenes ethical standards.
نقض قوانین حق چاپ مغایر با استانداردهای اخلاقی است.
the contract contravenes international agreements.
قرارداد با توافقنامه های بین المللی مغایرت دارد.
his behavior contravenes the team's rules.
رفتار او با قوانین تیم مغایرت دارد.
failure to comply contravenes the law.
عدم رعایت قوانین مغایر با قانون است.
such practices contravene ethical business guidelines.
چنین روشهایی مغایر با دستورالعملهای اخلاقی کسب و کار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید