conundrums

[ایالات متحده]/kəˈnʌndrəmz/
[بریتانیا]/kəˈnʌndrəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معماها یا مشکلات دشوار

عبارات و ترکیب‌ها

solve conundrums

حل معماها

face conundrums

مواجهه با معماها

discuss conundrums

بحث درباره معماها

explore conundrums

کاوش در معماها

understand conundrums

درک معماها

analyze conundrums

تجزیه و تحلیل معماها

debate conundrums

مناظره درباره معماها

explain conundrums

توضیح معماها

navigate conundrums

عبور از معماها

confront conundrums

مقابله با معماها

جملات نمونه

she enjoys solving complex conundrums in her spare time.

او از حل کردن معماهای پیچیده در اوقات فراغت خود لذت می برد.

the team faced several conundrums during the project.

تیم در طول پروژه با چندین معمای پیچیده روبرو شد.

his ability to think critically helps him navigate through conundrums.

توانایی او در تفکر انتقادی به او کمک می کند تا از معماها عبور کند.

life is full of conundrums that require careful thought.

زندگی پر از معماهایی است که نیاز به تفکر دقیق دارد.

they discussed various conundrums at the philosophy club.

آنها در مورد معماهای مختلف در باشگاه فلسفه بحث کردند.

finding a solution to that conundrum took a lot of teamwork.

پیدا کردن راه حلی برای آن معما به تلاش زیادی از گروه نیاز داشت.

she often poses conundrums to challenge her students.

او اغلب معماهایی مطرح می کند تا دانش آموزان خود را به چالش بکشد.

conundrums can sometimes lead to innovative solutions.

معماها گاهی اوقات می توانند منجر به راه حل های نوآورانه شوند.

the detective was known for solving the toughest conundrums.

مامور پلیس به حل کردن سخت ترین معماها معروف بود.

we encountered a conundrum that required creative thinking.

ما با معمایی روبرو شدیم که نیاز به تفکر خلاق داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید