ethical dilemmas
معضلات اخلاقی
moral dilemmas
معضلات اخلاقی
personal dilemmas
معضلات شخصی
financial dilemmas
معضلات مالی
social dilemmas
معضلات اجتماعی
decision dilemmas
معضلات تصمیم گیری
career dilemmas
معضلات شغلی
family dilemmas
معضلات خانوادگی
political dilemmas
معضلات سیاسی
existential dilemmas
معضلات اگزیستانسیال
she faced several dilemmas when choosing her career path.
او هنگام انتخاب مسیر شغلی خود با چندین دو راهی روبرو شد.
we often encounter moral dilemmas in our daily lives.
ما اغلب در زندگی روزمره خود با دو راهی های اخلاقی روبرو می شویم.
his decision was complicated by personal dilemmas.
تصمیم او با دو راهی های شخصی پیچیده شده بود.
they discussed the dilemmas of modern technology.
آنها دو راهی های فناوری مدرن را مورد بحث قرار دادند.
finding a solution to these dilemmas is not easy.
پیدا کردن راه حلی برای این دو راهی ها آسان نیست.
the committee is grappling with ethical dilemmas.
کمیته در حال دست و پنجه نرم کردن با دو راهی های اخلاقی است.
she wrote an article about the dilemmas faced by teenagers.
او مقالهای در مورد دو راهیهایی که نوجوانان با آن روبرو هستند نوشت.
his book explores the dilemmas of leadership.
کتاب او به بررسی دو راهی های رهبری می پردازد.
we must address the dilemmas of climate change.
ما باید به دو راهی های تغییرات آب و هوایی رسیدگی کنیم.
these dilemmas can lead to paralysis by analysis.
این دو راهی ها می تواند منجر به فلج شدن از طریق تحلیل شود.
ethical dilemmas
معضلات اخلاقی
moral dilemmas
معضلات اخلاقی
personal dilemmas
معضلات شخصی
financial dilemmas
معضلات مالی
social dilemmas
معضلات اجتماعی
decision dilemmas
معضلات تصمیم گیری
career dilemmas
معضلات شغلی
family dilemmas
معضلات خانوادگی
political dilemmas
معضلات سیاسی
existential dilemmas
معضلات اگزیستانسیال
she faced several dilemmas when choosing her career path.
او هنگام انتخاب مسیر شغلی خود با چندین دو راهی روبرو شد.
we often encounter moral dilemmas in our daily lives.
ما اغلب در زندگی روزمره خود با دو راهی های اخلاقی روبرو می شویم.
his decision was complicated by personal dilemmas.
تصمیم او با دو راهی های شخصی پیچیده شده بود.
they discussed the dilemmas of modern technology.
آنها دو راهی های فناوری مدرن را مورد بحث قرار دادند.
finding a solution to these dilemmas is not easy.
پیدا کردن راه حلی برای این دو راهی ها آسان نیست.
the committee is grappling with ethical dilemmas.
کمیته در حال دست و پنجه نرم کردن با دو راهی های اخلاقی است.
she wrote an article about the dilemmas faced by teenagers.
او مقالهای در مورد دو راهیهایی که نوجوانان با آن روبرو هستند نوشت.
his book explores the dilemmas of leadership.
کتاب او به بررسی دو راهی های رهبری می پردازد.
we must address the dilemmas of climate change.
ما باید به دو راهی های تغییرات آب و هوایی رسیدگی کنیم.
these dilemmas can lead to paralysis by analysis.
این دو راهی ها می تواند منجر به فلج شدن از طریق تحلیل شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید