mavericks

[ایالات متحده]/ˈmævərɪks/
[بریتانیا]/ˈmævərɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دام‌های بدون علامت تجاری؛ افرادی که غیرمتعارف هستند

عبارات و ترکیب‌ها

mavericks unite

ماوریکس‌ها متحد شوند

mavericks rise

ماوریکس‌ها ظهور کنند

mavericks lead

ماوریکس‌ها رهبری کنند

mavericks challenge

ماوریکس‌ها به چالش بکشند

mavericks innovate

ماوریکس‌ها نوآوری کنند

mavericks thrive

ماوریکس‌ها شکوفا شوند

mavericks explore

ماوریکس‌ها کاوش کنند

mavericks disrupt

ماوریکس‌ها مختل کنند

mavericks inspire

ماوریکس‌ها الهام بخشند

mavericks collaborate

ماوریکس‌ها همکاری کنند

جملات نمونه

the mavericks in the industry often set new trends.

نوآوران صنعت اغلب روند‌های جدیدی را ایجاد می‌کنند.

she admired the mavericks who challenged the status quo.

او به نوآورانانی که وضعیت موجود را به چالش می‌کشیدند، احترام می‌گذاشت.

the mavericks are known for their innovative ideas.

نوآوران به خاطر ایده‌های نوآورانه خود مشهور هستند.

many mavericks have changed the course of history.

بسیاری از نوآوران روند تاریخ را تغییر داده‌اند.

in sports, mavericks often take risks that pay off.

در ورزش، نوآورانان اغلب ریسک‌هایی می‌کنند که نتیجه‌بخش هستند.

the company encourages mavericks to share their visions.

شرکت از نوآورانان می‌خواهد ایده‌های خود را به اشتراک بگذارند.

he is considered a maverick in the world of finance.

او به عنوان یک نوآور در دنیای مالی شناخته می‌شود.

mavericks often face criticism for their unconventional methods.

نوآورانان اغلب به دلیل روش‌های غیرمتعارف خود مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

the film showcases the lives of several mavericks.

فیلم زندگی چندین نوآور را به تصویر می‌کشد.

being a maverick can lead to both success and failure.

نوآوری می‌تواند منجر به موفقیت و شکست شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید