converged on the goal
گرایش به هدف
converged lines
خطوط همگرا
converged views
دیدگاههای همگرا
converged pathways
مسیرهای همگرا
converged interests
منافع همگرا
converged opinions
نظرات همگرا
converged rapidly
به سرعت همگرا شدند
converged previously
قبلاً همگرا شدند
the two roads converged at a picturesque mountain pass.
دو راه در یک گذرگاه کوهستانی زیبا به هم رسیدند.
their research efforts converged on a single, groundbreaking discovery.
تلاشهای تحقیقاتی آنها بر روی یک کشف مهم و پیشگامانه متمرکز شد.
the data converged, supporting the initial hypothesis.
دادهها همگرا شدند و از فرضیه اولیه پشتیبانی کردند.
public opinion converged around the need for environmental protection.
نظر عمومی حول نیاز به حفاظت از محیط زیست متمرکز شد.
the river's tributaries converged into a single, powerful stream.
شاخه های رودخانه به یک جریان قدرتمند واحد متلاقی شدند.
the company's strategies converged to create a unified brand image.
استراتژیهای شرکت برای ایجاد یک تصویر برند یکپارچه همگرا شدند.
the lines on the graph converged, indicating a stable trend.
خطوط نمودار به هم رسیدند که نشان دهنده یک روند پایدار بود.
their political views converged despite their different backgrounds.
دیدگاههای سیاسی آنها با وجود پیشینههای متفاوتشان همگرا شد.
the team's skills converged to solve the complex problem.
مهارتهای تیم برای حل مشکل پیچیده همگرا شدند.
the historical narratives converged on the key events of the era.
روایتهای تاریخی بر روی وقایع کلیدی دوران متمرکز شدند.
the network cables converged in a central distribution point.
کابلهای شبکه در یک نقطه توزیع مرکزی همگرا شدند.
converged on the goal
گرایش به هدف
converged lines
خطوط همگرا
converged views
دیدگاههای همگرا
converged pathways
مسیرهای همگرا
converged interests
منافع همگرا
converged opinions
نظرات همگرا
converged rapidly
به سرعت همگرا شدند
converged previously
قبلاً همگرا شدند
the two roads converged at a picturesque mountain pass.
دو راه در یک گذرگاه کوهستانی زیبا به هم رسیدند.
their research efforts converged on a single, groundbreaking discovery.
تلاشهای تحقیقاتی آنها بر روی یک کشف مهم و پیشگامانه متمرکز شد.
the data converged, supporting the initial hypothesis.
دادهها همگرا شدند و از فرضیه اولیه پشتیبانی کردند.
public opinion converged around the need for environmental protection.
نظر عمومی حول نیاز به حفاظت از محیط زیست متمرکز شد.
the river's tributaries converged into a single, powerful stream.
شاخه های رودخانه به یک جریان قدرتمند واحد متلاقی شدند.
the company's strategies converged to create a unified brand image.
استراتژیهای شرکت برای ایجاد یک تصویر برند یکپارچه همگرا شدند.
the lines on the graph converged, indicating a stable trend.
خطوط نمودار به هم رسیدند که نشان دهنده یک روند پایدار بود.
their political views converged despite their different backgrounds.
دیدگاههای سیاسی آنها با وجود پیشینههای متفاوتشان همگرا شد.
the team's skills converged to solve the complex problem.
مهارتهای تیم برای حل مشکل پیچیده همگرا شدند.
the historical narratives converged on the key events of the era.
روایتهای تاریخی بر روی وقایع کلیدی دوران متمرکز شدند.
the network cables converged in a central distribution point.
کابلهای شبکه در یک نقطه توزیع مرکزی همگرا شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید