diverged

[ایالات متحده]/dɪˈvɜːdʒd/
[بریتانیا]/dɪˈvɜrdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جدا شده یا از یک نقطه دور شده؛ از یک مسیر یا استاندارد انحراف پیدا کرده؛ در نظر اختلاف یا تفاوت نظر داشته؛ به سمت در جهات مختلف رفته

عبارات و ترکیب‌ها

paths diverged

مسیرها منشعب شدند

views diverged

دیدگاه ها منشعب شدند

interests diverged

علایق منشعب شدند

opinions diverged

نظرات منشعب شدند

routes diverged

مسیرها منشعب شدند

trends diverged

روندهای منشعب شدند

courses diverged

مسیرها منشعب شدند

futures diverged

آینده ها منشعب شدند

perspectives diverged

دیدگاه ها منشعب شدند

جملات نمونه

the paths diverged at the fork in the road.

مسیرها در دوراهی از هم جدا شدند.

our opinions diverged on the best approach to the problem.

نظرات ما در مورد بهترین روش برای حل مشکل از هم جدا شد.

as the discussion continued, our ideas diverged further.

همانطور که بحث ادامه یافت، ایده‌های ما بیشتر از هم جدا شد.

the river diverged into two smaller streams.

رودخانه به دو جریان کوچکتر تقسیم شد.

the two species diverged millions of years ago.

این دو گونه میلیون‌ها سال پیش از هم جدا شدند.

her interests diverged from his as they grew older.

با بزرگتر شدن آنها، علایق او از علایق او جدا شد.

the roads diverged, leading to different destinations.

جاده‌ها از هم جدا شدند و به مقاصد مختلفی منتهی شدند.

our paths diverged after high school.

بعد از دبیرستان مسیرهای ما از هم جدا شد.

the theories diverged in their explanations of the phenomenon.

این نظریه‌ها در توضیح این پدیده با هم متفاوت بودند.

as the conversation progressed, their views diverged significantly.

همانطور که گفتگو پیشرفت کرد، نظرات آنها به طور قابل توجهی از هم جدا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید