paths diverged
مسیرها منشعب شدند
views diverged
دیدگاه ها منشعب شدند
interests diverged
علایق منشعب شدند
opinions diverged
نظرات منشعب شدند
routes diverged
مسیرها منشعب شدند
trends diverged
روندهای منشعب شدند
courses diverged
مسیرها منشعب شدند
futures diverged
آینده ها منشعب شدند
perspectives diverged
دیدگاه ها منشعب شدند
the paths diverged at the fork in the road.
مسیرها در دوراهی از هم جدا شدند.
our opinions diverged on the best approach to the problem.
نظرات ما در مورد بهترین روش برای حل مشکل از هم جدا شد.
as the discussion continued, our ideas diverged further.
همانطور که بحث ادامه یافت، ایدههای ما بیشتر از هم جدا شد.
the river diverged into two smaller streams.
رودخانه به دو جریان کوچکتر تقسیم شد.
the two species diverged millions of years ago.
این دو گونه میلیونها سال پیش از هم جدا شدند.
her interests diverged from his as they grew older.
با بزرگتر شدن آنها، علایق او از علایق او جدا شد.
the roads diverged, leading to different destinations.
جادهها از هم جدا شدند و به مقاصد مختلفی منتهی شدند.
our paths diverged after high school.
بعد از دبیرستان مسیرهای ما از هم جدا شد.
the theories diverged in their explanations of the phenomenon.
این نظریهها در توضیح این پدیده با هم متفاوت بودند.
as the conversation progressed, their views diverged significantly.
همانطور که گفتگو پیشرفت کرد، نظرات آنها به طور قابل توجهی از هم جدا شد.
paths diverged
مسیرها منشعب شدند
views diverged
دیدگاه ها منشعب شدند
interests diverged
علایق منشعب شدند
opinions diverged
نظرات منشعب شدند
routes diverged
مسیرها منشعب شدند
trends diverged
روندهای منشعب شدند
courses diverged
مسیرها منشعب شدند
futures diverged
آینده ها منشعب شدند
perspectives diverged
دیدگاه ها منشعب شدند
the paths diverged at the fork in the road.
مسیرها در دوراهی از هم جدا شدند.
our opinions diverged on the best approach to the problem.
نظرات ما در مورد بهترین روش برای حل مشکل از هم جدا شد.
as the discussion continued, our ideas diverged further.
همانطور که بحث ادامه یافت، ایدههای ما بیشتر از هم جدا شد.
the river diverged into two smaller streams.
رودخانه به دو جریان کوچکتر تقسیم شد.
the two species diverged millions of years ago.
این دو گونه میلیونها سال پیش از هم جدا شدند.
her interests diverged from his as they grew older.
با بزرگتر شدن آنها، علایق او از علایق او جدا شد.
the roads diverged, leading to different destinations.
جادهها از هم جدا شدند و به مقاصد مختلفی منتهی شدند.
our paths diverged after high school.
بعد از دبیرستان مسیرهای ما از هم جدا شد.
the theories diverged in their explanations of the phenomenon.
این نظریهها در توضیح این پدیده با هم متفاوت بودند.
as the conversation progressed, their views diverged significantly.
همانطور که گفتگو پیشرفت کرد، نظرات آنها به طور قابل توجهی از هم جدا شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید