coalesced

[ایالات متحده]/ˌkəʊ.əˈlɛst/
[بریتانیا]/ˌkoʊ.əˈlɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به هم آمدن تا یک توده یا کل را تشکیل دهند

عبارات و ترکیب‌ها

coalesced ideas

ایده‌های تجمیع‌شده

coalesced forces

نیروهای تجمیع‌شده

coalesced efforts

تلاش‌های تجمیع‌شده

coalesced groups

گروه‌های تجمیع‌شده

coalesced communities

جامعه‌های تجمیع‌شده

coalesced resources

منابع تجمیع‌شده

coalesced opinions

نظرات تجمیع‌شده

coalesced interests

علایق تجمیع‌شده

coalesced visions

چشم‌اندازهای تجمیع‌شده

coalesced narratives

روایت‌های تجمیع‌شده

جملات نمونه

the two rivers coalesced into a larger stream.

دو رودخانه به یک جریان بزرگتر تبدیل شدند.

over time, their ideas coalesced into a solid plan.

با گذشت زمان، ایده های آنها به یک طرح محکم تبدیل شد.

the communities coalesced to form a stronger alliance.

جامعه ها برای تشکیل یک اتحاد قویتر گرد هم آمدند.

different cultures coalesced to create a unique festival.

فرهنگ های مختلف گرد هم آمدند تا یک جشنواره منحصر به فرد ایجاد کنند.

as the discussion progressed, opinions coalesced around a common goal.

با پیشرفت بحث، نظرات حول یک هدف مشترک متمرکز شدند.

the clouds coalesced, signaling an approaching storm.

ابرها گرد هم آمدند و نشان دهنده نزدیک شدن طوفانی بودند.

in the lab, the separate compounds coalesced into a new substance.

در آزمایشگاه، ترکیبات جداگانه به یک ماده جدید تبدیل شدند.

the team coalesced around their leader during the crisis.

در طول بحران، تیم حول رهبرشان متمرکز شد.

these thoughts coalesced into a clear vision for the future.

این افکار به یک دیدگاه روشن برای آینده تبدیل شدند.

as the meeting continued, various opinions coalesced into consensus.

با ادامه جلسه، نظرات مختلف به اجماع تبدیل شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید