convinces

[ایالات متحده]/kənˈvɪnsɪz/
[بریتانیا]/kənˈvɪnˌsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را به چیزی باوراندن؛ کسی را به چیزی فهماندن؛ کسی را نسبت به چیزی مطمئن کردن؛ متقاعد کردن کسی برای انجام کاری

عبارات و ترکیب‌ها

convinces others

فریب دادن دیگران

convinces me

فریب دادن من

convinces you

فریب دادن شما

convinces them

فریب دادن آنها

convinces us

فریب دادن ما

convinces everyone

فریب دادن همه

convinces the public

فریب دادن مردم

convinces stakeholders

فریب دادن ذینفعان

convinces clients

فریب دادن مشتریان

convinces the audience

فریب دادن مخاطبان

جملات نمونه

the evidence convinces the jury of his innocence.

شواهد، هیئت منصفه را از بی‌گناهی او متقاعد می‌کند.

her passionate speech convinces many to support the cause.

سخنرانی پرشور او بسیاری را متقاعد می‌کند که از این هدف حمایت کنند.

he convinces his friends to join him on the trip.

او دوستانش را متقاعد می‌کند که به همراه او در سفر شرکت کنند.

seeing the results convinces me to change my approach.

دیدن نتایج، مرا متقاعد می‌کند که روش خود را تغییر دهم.

the documentary convinces viewers about climate change.

فیلم مستند بینندگان را در مورد تغییرات آب و هوایی متقاعد می‌کند.

she convinces her parents to let her study abroad.

او والدینش را متقاعد می‌کند که اجازه دهند او در خارج از کشور تحصیل کند.

the advertisement convinces consumers to buy the product.

تبلیغات مصرف‌کنندگان را متقاعد می‌کند که محصول را خریداری کنند.

his logical arguments convincingly convince the audience.

استدلال‌های منطقی او به طور قانع‌کننده‌ای مخاطبان را متقاعد می‌کند.

reading the book convinces me of the author's perspective.

خواندن کتاب، من را از دیدگاه نویسنده آگاه می‌کند.

the coach convinces the team to work harder for victory.

مربی تیم را متقاعد می‌کند که برای پیروزی سخت‌تر تلاش کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید