convinces others
فریب دادن دیگران
convinces me
فریب دادن من
convinces you
فریب دادن شما
convinces them
فریب دادن آنها
convinces us
فریب دادن ما
convinces everyone
فریب دادن همه
convinces the public
فریب دادن مردم
convinces stakeholders
فریب دادن ذینفعان
convinces clients
فریب دادن مشتریان
convinces the audience
فریب دادن مخاطبان
the evidence convinces the jury of his innocence.
شواهد، هیئت منصفه را از بیگناهی او متقاعد میکند.
her passionate speech convinces many to support the cause.
سخنرانی پرشور او بسیاری را متقاعد میکند که از این هدف حمایت کنند.
he convinces his friends to join him on the trip.
او دوستانش را متقاعد میکند که به همراه او در سفر شرکت کنند.
seeing the results convinces me to change my approach.
دیدن نتایج، مرا متقاعد میکند که روش خود را تغییر دهم.
the documentary convinces viewers about climate change.
فیلم مستند بینندگان را در مورد تغییرات آب و هوایی متقاعد میکند.
she convinces her parents to let her study abroad.
او والدینش را متقاعد میکند که اجازه دهند او در خارج از کشور تحصیل کند.
the advertisement convinces consumers to buy the product.
تبلیغات مصرفکنندگان را متقاعد میکند که محصول را خریداری کنند.
his logical arguments convincingly convince the audience.
استدلالهای منطقی او به طور قانعکنندهای مخاطبان را متقاعد میکند.
reading the book convinces me of the author's perspective.
خواندن کتاب، من را از دیدگاه نویسنده آگاه میکند.
the coach convinces the team to work harder for victory.
مربی تیم را متقاعد میکند که برای پیروزی سختتر تلاش کند.
convinces others
فریب دادن دیگران
convinces me
فریب دادن من
convinces you
فریب دادن شما
convinces them
فریب دادن آنها
convinces us
فریب دادن ما
convinces everyone
فریب دادن همه
convinces the public
فریب دادن مردم
convinces stakeholders
فریب دادن ذینفعان
convinces clients
فریب دادن مشتریان
convinces the audience
فریب دادن مخاطبان
the evidence convinces the jury of his innocence.
شواهد، هیئت منصفه را از بیگناهی او متقاعد میکند.
her passionate speech convinces many to support the cause.
سخنرانی پرشور او بسیاری را متقاعد میکند که از این هدف حمایت کنند.
he convinces his friends to join him on the trip.
او دوستانش را متقاعد میکند که به همراه او در سفر شرکت کنند.
seeing the results convinces me to change my approach.
دیدن نتایج، مرا متقاعد میکند که روش خود را تغییر دهم.
the documentary convinces viewers about climate change.
فیلم مستند بینندگان را در مورد تغییرات آب و هوایی متقاعد میکند.
she convinces her parents to let her study abroad.
او والدینش را متقاعد میکند که اجازه دهند او در خارج از کشور تحصیل کند.
the advertisement convinces consumers to buy the product.
تبلیغات مصرفکنندگان را متقاعد میکند که محصول را خریداری کنند.
his logical arguments convincingly convince the audience.
استدلالهای منطقی او به طور قانعکنندهای مخاطبان را متقاعد میکند.
reading the book convinces me of the author's perspective.
خواندن کتاب، من را از دیدگاه نویسنده آگاه میکند.
the coach convinces the team to work harder for victory.
مربی تیم را متقاعد میکند که برای پیروزی سختتر تلاش کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید