| صفت یا فعل حال استمراری | coquetting |
| شکل سوم شخص مفرد | coquets |
| جمع | coquets |
| زمان گذشته | coquetted |
| قسمت سوم فعل | coquetted |
coquet with
معاشقه کردن
coquet around
معاشقه در اطراف
coquet openly
معاشقه آشکارا
coquet subtly
معاشقه به طور ظریف
coquet playfully
معاشقه بازیگوشانه
coquet lightly
معاشقه به آرامی
coquet charmingly
معاشقه به جا و خوشایند
coquet flirtatiously
معاشقه اغوا کننده
coquet coyly
معاشقه با خجالت
coquet gracefully
معاشقه با وقار
she likes to coquet with her friends at parties.
او دوست دارد با دوستانش در مهمانی ها شوخی کند.
he often coquets with his colleagues to lighten the mood.
او اغلب با همکارانش شوخی می کند تا فضا را تلطیف کند.
she knows how to coquet without being too obvious.
او می داند چگونه بدون اینکه خیلی آشکار باشد، شوخی کند.
they coquet with each other during the meeting.
آنها در طول جلسه با یکدیگر شوخی می کنند.
he tends to coquet when he is nervous around her.
وقتی در حضور او عصبی است، او معمولاً شوخی می کند.
she coquets with charm and grace.
او با جذابیت و ظرافت شوخی می کند.
it's common for young people to coquet in social gatherings.
برای جوانان در جمع ها شوخی کردن امری رایج است.
he coquets with a playful smile.
او با لبخندی بازیگوشانه شوخی می کند.
she enjoys to coquet, but also values sincerity.
او از شوخی کردن لذت می برد، اما صداقت را هم ارزش می گذارد.
they often coquet to express their interest.
آنها اغلب برای نشان دادن علاقه خود شوخی می کنند.
coquet with
معاشقه کردن
coquet around
معاشقه در اطراف
coquet openly
معاشقه آشکارا
coquet subtly
معاشقه به طور ظریف
coquet playfully
معاشقه بازیگوشانه
coquet lightly
معاشقه به آرامی
coquet charmingly
معاشقه به جا و خوشایند
coquet flirtatiously
معاشقه اغوا کننده
coquet coyly
معاشقه با خجالت
coquet gracefully
معاشقه با وقار
she likes to coquet with her friends at parties.
او دوست دارد با دوستانش در مهمانی ها شوخی کند.
he often coquets with his colleagues to lighten the mood.
او اغلب با همکارانش شوخی می کند تا فضا را تلطیف کند.
she knows how to coquet without being too obvious.
او می داند چگونه بدون اینکه خیلی آشکار باشد، شوخی کند.
they coquet with each other during the meeting.
آنها در طول جلسه با یکدیگر شوخی می کنند.
he tends to coquet when he is nervous around her.
وقتی در حضور او عصبی است، او معمولاً شوخی می کند.
she coquets with charm and grace.
او با جذابیت و ظرافت شوخی می کند.
it's common for young people to coquet in social gatherings.
برای جوانان در جمع ها شوخی کردن امری رایج است.
he coquets with a playful smile.
او با لبخندی بازیگوشانه شوخی می کند.
she enjoys to coquet, but also values sincerity.
او از شوخی کردن لذت می برد، اما صداقت را هم ارزش می گذارد.
they often coquet to express their interest.
آنها اغلب برای نشان دادن علاقه خود شوخی می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید