correctibility

[ایالات متحده]//kəˌrek.təˈbɪl.ə.ti//
[بریتانیا]//kəˌrɛk.təˈbɪl.ə.ti//

ترجمه

n. کیفیت یا حالت قابل اصلاح بودن؛ توانایی قابل اصلاح بودن؛ میزانی که چیزی قابل اصلاح یا جبران شدن می‌باشد (مثلاً یک خطا، نقص یا رفتار)

عبارات و ترکیب‌ها

high correctibility

قابلیت اصلاح بالا

low correctibility

قابلیت اصلاح پایین

improve correctibility

بهبود قابلیت اصلاح

assess correctibility

ارزیابی قابلیت اصلاح

measure correctibility

سنجش قابلیت اصلاح

ensure correctibility

ضمان قابلیت اصلاح

correctibility issues

مسائل قابلیت اصلاح

correctibility criteria

معیارهای قابلیت اصلاح

maintain correctibility

حفظ قابلیت اصلاح

boost correctibility

افزایش قابلیت اصلاح

جملات نمونه

the correctibility of the report depends on clear sources and consistent formatting.

قابل اصلاح بودن گزارش به منابع واضح و فرمت یکنواخت بستگی دارد.

we need to assess the correctibility of these entries before publishing the dataset.

قبل از انتشار مجموعه داده‌ها، باید قابل اصلاح بودن این ورودی‌ها را ارزیابی کنیم.

the team improved correctibility by adding validation checks and detailed error messages.

تیم با افزودن بررسی‌های اعتبارسنجی و پیام‌های خطا جزئیات بیشتر، قابل اصلاح بودن را بهبود بخشید.

high correctibility makes the workflow more resilient to minor mistakes.

قابل اصلاح بودن بالا باعث می‌شود فرآیند کاری مقاوم‌تر در برابر اشتباهات کوچک شود.

to ensure correctibility, keep a change log and review each revision carefully.

برای تضمین قابل اصلاح بودن، یک گزارش تغییرات را حفظ کنید و هر بازبینی را با دقت بررسی کنید.

the correctibility of customer records improves when fields use standardized formats.

وقتی فیلدها از فرمت‌های استاندارد استفاده می‌کنند، قابل اصلاح بودن رکوردهای مشتری افزایش می‌یابد.

we measured correctibility by tracking how quickly users can fix flagged issues.

ما قابل اصلاح بودن را با ردیابی اینکه کاربران چه سرعتی برای اصلاح مشکلات مشخص شده دارند، اندازه گیری کردیم.

better documentation increases correctibility and reduces rework during audits.

مستندسازی بهتر قابل اصلاح بودن را افزایش می‌دهد و بازبینی‌های مجدد را در حین بازرسی‌ها کاهش می‌دهد.

the correctibility of the model output is limited when inputs are incomplete.

وقتی ورودی‌ها ناقص هستند، قابل اصلاح بودن خروجی مدل محدود می‌شود.

design for correctibility by allowing users to undo, edit, and resubmit forms.

برای طراحی قابل اصلاح بودن، به کاربران اجازه دهید فرم‌ها را لغو کنند، ویرایش کنند و دوباره ارسال کنند.

we discussed correctibility requirements in the meeting and updated the checklist.

ما در جلسه نیازمندی‌های قابل اصلاح بودن را بحث کردیم و لیست کنترل را به‌روز کردیم.

the correctibility of the invoice data increased after we introduced double entry review.

پس از اینکه ما بازبینی دو ورودی را معرفی کردیم، قابل اصلاح بودن داده‌های فاکتور افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید