correspondents

[ایالات متحده]/ˌkɒrɪˈspɒndənts/
[بریتانیا]/ˌkɔːrəˈspɑːndənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که ارتباط برقرار می‌کنند یا اخبار را گزارش می‌دهند؛ افرادی که مکاتبه می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

foreign correspondents

خبرنگاران خارجی

war correspondents

خبرنگاران جنگی

news correspondents

خبرنگاران خبری

local correspondents

خبرنگاران محلی

political correspondents

خبرنگاران سیاسی

business correspondents

خبرنگاران تجاری

science correspondents

خبرنگاران علمی

sports correspondents

خبرنگاران ورزشی

travel correspondents

خبرنگاران مسافرتی

cultural correspondents

خبرنگاران فرهنگی

جملات نمونه

the correspondents reported live from the scene.

خبرنگاران به طور زنده از صحنه گزارش دادند.

many correspondents work in war zones.

بسیاری از خبرنگاران در مناطق جنگی کار می کنند.

correspondents often face dangerous situations.

خبرنگاران اغلب با شرایط خطرناک روبرو می شوند.

the correspondents provided updates throughout the day.

خبرنگاران در طول روز به روز رسانی ارائه دادند.

she is one of the best correspondents in the field.

او یکی از بهترین خبرنگاران در این زمینه است.

correspondents need to verify their sources.

خبرنگاران باید منابع خود را تأیید کنند.

television correspondents often work under pressure.

خبرنگاران تلویزیونی اغلب تحت فشار کار می کنند.

the correspondents' stories captivated the audience.

داستان های خبرنگاران مخاطبان را مجذوب خود کرد.

correspondents travel extensively to cover events.

خبرنگاران به طور گسترده سفر می کنند تا وقایع را پوشش دهند.

international correspondents play a crucial role in news.

خبرنگاران بین المللی نقش مهمی در اخبار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید